شلوار بابا

میدونی‌ اگه توی یه جیبت ۸۰،۰۰۰ تومان پول و تو جیب دیگر یه چک پول باشه چه اتفاقی‌ می افته؟
.
.
.
.
بابات داد می‌زنه چرا شلوار منو پوشیدی
!تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

موتور گازی(طنز)

یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته، یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد!

خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه.

یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه دوباره موتور گازیه قیییییژ ازش جلو زد!

دیگه پاک قاط میزنه، پا رو تا ته میگذاره رو گاز، با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه.

همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!!

طرف کم میاره، راهنما میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده بزنه کنار.

خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا تو خدایی! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی کل مارو خوابوندی؟!

موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه: والله ... داداش.... خدا پدرت رو بیامرزه که واستادی... آخه ... کش شلوارم گیر کرده به آینه بغلت !!!!

1-پسرها مي خوان سر دخترها کلاه بزارن اما در نهايت سر خودشون کلاه ميره

2-نقطه قوت پسرا چشماشونه .

3-چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند.

4-چرا مردها همیشه خوشحالند؟
چون آدم های بی خیال فقط می خندند.

5-چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد،مردها همان جا قرار دارند.

6-اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
خانم.چرا که آقا راه را گم می کند.

7-به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد

8-فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
نرخ اوراق بهادار رشد می کند.

9- دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند چیست؟
1-فکری ندارند 2-کاری ندارند.

10-در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست.

11-آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
"کثیف" و "کثیف اما قابل پوشیدن"

12-چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند.


13-نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند.

راننده تاکسی(طنز)

 

مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد، چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد… نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس… از جدول کنار خیابون رفت بالا… نزدیک بود که چپ کنه… اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چند ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود، تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه" راننده جواب داد: "واقعا تقصیر تو نیست… امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم… آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم…!"


 

یه استاد داشتیم هر سری می آمد سر کلاس به دخترا تیکه می انداخت. یه بار دخترا تصمیم می گیرن با اولین تیکه ای که انداخت از کلاس برن بیرون. قضیه به گوش استاد می رسه. جلسه بعد یه کم دیر میاد سر کلاس، می گه از انقلاب داشتم می آمدم دیدم یه صف طولانی از دخترا تشکیل شده رفتم جلو پرسیدم چه خبره؟ گفتن دارن با کارت دانشجویی شوهر می دن! دخترا پا می شن برن بیرون، استاده می گه کجا می رید؟ وقتش تموم شد، تا ساعت 10 بود!

 

این طنزه ها باز نگین واسه منه

بوی عیدی

بوی عیدی …

بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذرنگی
بوی تند ماهی‌ دودی وسط سفره‌ء نو
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه‌ء عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده‌ء لای کتاب

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی مو در می‌کنم

فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا
شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور
برق کفش جفت‌شده تو گنجه‌ها

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم


عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی

با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم

تا حالا دقت کردین

تا حالا دقت کردین مامان های عزیز عصبانی میشن میگن:

یه روزی بچه داری میشی و امیدوارم بچه هات عین خودت بشن !!!

یا میگن:

وایسا برسیم خونه…

 

بخونی بد نیست!!!!!!1

تا حالا دقت کردین وقتی برمیگردیم خونه و میخوایم اون چیزی رو که جا گذاشتیمُ برداریم ، با زانو و با زحمت زیاد میریم تو خونه که فرش کثیف نشه ولی برگشتنش خسته می شیم با کفش از رو فرش رد می شیم !

***************************************************

راستی یکی از دغدغه های دوران کودکی من این بود که “نخ” وسط نبات چی کار می کنه آخه؟!

**************************************************

دیدین بعضیا وقتی می‌شینن رو صندلی چرمی بعد صدا میده یه بار دیگه صداشو در میارن که بگن مال صندلی بوده؟!! فاجعه اونجاست که صداش دیگه در نیاد !

***************************************************

بعضی وقتا شنیدن یه ” بگو ببینم چه مرگته ” از یه رفیق خیلی بیشتر از حرفای کلیشه ای “عزیزم چی شده” بیشتر میچسبه….!

***************************************************

یه پشه مشاهده کردم تو اتاق. رفتم یه دماسنج آوردم نشستم جلوش نشونش دادم و باهاش منطقی بحث کردم که هنوز سرده هوا. اونم قبول کرد و رفت !

***************************************************


داستان هندی به روایت تصویر

يه روز يه مرده ميره قبرستون ميبينه همه ي مرده ها رو سنگ قبرشون نشستن ميپرسه چي شده ميگن سوالهاي اول قبر لو رفته گفتن بيرون باشين تا جديد شو طرح كنيم

 

پ نه پ

به دوستم میگم: نمره ها رو زدنا. میگه: با شماره دانشجویی؟ میگم: پ ن پ با شماره کفش. اونایی هم که دمپایی داشتن رو هم مردود کرده…

رفتم مغازه یه سبد پر خرید کردم، یارو میگه: کیسه هم می خوای؟ پ ن پ فرغون آوردم با اون می برم!

داشتم تو پارکینگ نایلون های روی صندلی ماشین رو می کندم. همسایه مون اومده میگه ماشین نو خریدین؟ میگم: پ ن پ لواشکه دارم نایلونشو میکنم دور هم بخوریم!

پارچ آب ازدستم افتاده شکسته، مامانم میگه: بازهم چیزی شکستی؟ میگم په نه په الستون و ولستون قلب منو شکستن!!!!

بچه داداشمو بردم باغ وحش، کوهان شترو نشون میده میگه عمو کوهانشه؟ پـَـــ نــه پـَـــ همه غمو غصه ها رو ریخته تو دلش، قلمبه شده از توی کمرش زده بیرون پـَـــ نــه پـَـــ

از قالی شویی قالی رو با وانت آوردن، یارو وانتیه زل زده بهم نگاه میکنه میگه بیارمش توی خونه؟ پـَـــ نــه پـَـــ من تا کمر خم میشم بذارش روم، خودتم سوار شو ببرمت تو کوچه یه دور بگردونمت دلت باز شه پـَـــ نــه پـَـــ


>>بقیه در ادامه مطلب<<


ادامه نوشته

چه گرفتاری شدیم به خدا(طنز)

نشستیم با فک و فامیل اسم فامیل بازی میکنیم…
داییم میوه از *ی* نوشته یه کیلو خیار..!!
هیچ جوریم زیر بار نمیره که قبول نیست…

گرفتار شدیم به خداااااااااااااااااااااااا

یکی از علایق و سرگرمی های بابای من وقتی بچه بودم و دبستان می رفتم این بود که ورمیداشت تو پاک کن من ، نوک اتد (نوک مدادی) فرو می کرد بعد وقتی من میخواستم دفترمو پاک کنم ، دفترم خط خطی میشد منم حرص میخوردم که چرا من میخوام دفترمو پاک کنم باز خط خطی میشه؟؟؟
بابام قـــــــــــش می کرد از خنده!!!!!
من (قیافه یه پسر بچه مو بور تپل دماغ آویزون رو تصور کنین

 بابای کودک آزاااااااااااااری من داشتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گرفتاااااااااااااااار بودیم به خداااا

 

پس فردا کنکورِ ارشد دارم . یکی از همکلاسیام اومده تو چت داریم راجع بهش حرف میزنیم. میگه حالا آمــــــــــاده ای واسه امتحان ؟؟؟؟ میگم اِی بگی نگی … تا حدودی :-S
برگشت گفت من یه راهِ خوب سراغ دارم واسه جواب دادن به تمـــــامِ سوالا !!!!
منم خوشاااااااااااااااااال   گفتم خب حالا چی هست این راهی که میگی ؟؟؟؟
خداوکیلی خوبه چی جواب بده ؟
یه مورچه با خودت ببر سرِ جلسه ، هرجا که مورچهه رفت تو هم همونجا رو علامت بزن 

من :

یعــــــــــــــــــــــــــــنیا هر چی معیوبِ مغزیه ریخته پیرامونِ ما

گرفتاااااااار شدیم به خدااااااا

دوستان عزیز اینا طنزه ماله من نیست

>>بقیه در ادامه مطلب<<

 

ادامه نوشته

پروفایل فعال شد

پرو فایلم فعاله میتونید بخونید

افسانه دختری به نام "رعنا"

کسانی که بعنوان مسافر به رحیم آباد که دروازه ورودی کوهستان اشکور است سفر کرده اند و از انجا راه خود را به سوی نقاط جنوبی تر جنگلی و کوهستانی کج کرده اند مثلا تا سفید آب رفته اند که اکنون فقط نامی ازآب سپیدش باقی مانده و از حوضچه های سرد پر آب پله پله مانند ش دیگر نشانی نیست که سالها پیشتر .... بماند که این خود داستان دیگری است .. .. بله میگفتم مثلن مسافرانی که تا سفید آب یا حتی تا گرمادشت آمده اند اگر ساعتی دیگر برانند به مرز بالا اشکور و کوه های بلند ش خواهند رسید جایی که روزگاری دور یعنی چیزی بیش وکم یک قرن پیشتر ترانه ی رعنا درآنجا زاده شده " ترانه ای برگرفته از عشق رعنا به کوردآقاجان " مردی یاغی که عده ای او را عیار میدانند و عده ای دیگر او را راهزن " اما هر چه بوده روزگاری دور رعنا به کورد آقاجان دل می بندد و سرانجام این عشق جز ناکامی و ملال چیز دیگری نیست " چرا که کورد آقاجان یک روز بالاخره توی دامنه ی کوهی از انبوه کوه های اشکور گیر می افتد " تیر می خورد و حالا سالهای سال است که توی گورستان روستای کولورو نزدیک مرزهای بالا اشکور زیر خروارها خروار خاک آرمیده است " وشاید دارد به رعنا فکر می کند " اما رعنا نمی دانم که چند روز یا چند سال یا چند ده سال پس از مرگ کورد آقاجان با زندگی وداع گفته .... اما ترانه ای که از قصه ی عشق او وکورد آقاجان زاده شده سالهای سال است که در سراسر گیلان زمزمه می شود

با تشکرررررررررررررررر از آقای سام

پ.ن:البته خودمم گشتم یه مطلب دیگه در این رابطه پیدا کردم

رعنا یکی از ترانه های قدیمی گیلکی هست که از یک داستان واقعی سروده شده. در مورد رعنا در سایت ها و وبلاگ های مختلفی گشتم و روایت های مختلفی در موردش خوندم و اما داستان:

رعنا دختری گیلک و بسیار زیبا بود که در شرق گیلان زندگی می کرد و کردآقاجان عاشقش میشه و با هم فرار میکنند. کردآقاجان عیار بود و از اربابان و ثروتمندان می دزدید و به فقرا کمک می کرد و اربابان هم همیشه دنبالش بودند تا دستگیرش کنند که البته با یاران زیادی که داشت این کار مشکل بود. تا اینکه بالاخره در درگیری ها کشته میشه.

اما همانطور که از شعر پیداست پسر عمه رعنا واسش این شعر رو گفته و شغلش خیاطی بوده که خیلی عاشق رعنا بود و شاید روش نمی شد که به دختر دائیش بگه و معلوم نیست که بعد از مرگ کردآقاجان با رعنا ازدواج کرد یا نکرد.

پ.ن:در قدیم یعنی 200 سال یا شاید بیشتر یا کمتر خلاصه اون موقعی که هنوز رعنا گله به دنیا نیوده بود به معنی زن احمق بود البته بلانسبت من
ولی معنی اش عوض شده(جز اسم هایی که دو معنی داشته یعنی در قدیم یه معنی در حال حاضر یه معنی دیگه داره),بعد از چند سال معنی اون عوض شد,وقتی که من به دنیا اومدم چون دیدن خیلی گلم معنی اش شد زیبا ,قد بلند,خوش قد وبالا,خودخواه(البته این صفت من نیست ها)
ولی خدایی مامانم چه ریسکی کرد اسمم رو گذاشت رعنا, اخه اگه قد کوتاه میشدم خیلی ضایع بود ولی خدا روشکر قدم بلنده

پ.ن :اینم لینک دانلود آهنگ رعنا گروه رستاک اگه خواستید دانلود کنید:

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://musicsonati.persiangig.com/rastak/2%20-%20Ranaa%20%28%20Gilaki%20%29%20Exclusive%20Farskids.mp3

اگه خواستین شعر رعنا رو دوباره گذاشتم تو ادامه مطلب بخونید

ادامه نوشته

مهم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سلام

دوستان عزیزی که نظر میذارن تایید نمیشه به خدا من مقصر نیستم من همه نظر ها رو تایید میکنم البته اگه نظری برای تایید وجود داشته باشه


مقایسه دخترها و پسرها...


وقتی یک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسی تو می گوید خوبم یعنی اصلاً حال خوبی ندارد

وقتی یک پسر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسی تو می گوید خوبم یعنی واقعاً حالش خوبه

وقتی یک دختر به تو خیره می شود شگفت زده شده که به چه دلیل دروغ می گوید

وقتی یک پسر به تو خیره می شود دو حالت دارد: یا شگفت زده است یا عصبانی

وقتی یک دختر هر روز به تو زنگ می زند توجه تو را طلب می کند 

وقتی یک پسر هر روز به تو زنگ می زند او با تو مدت زیادی حرف می زند که توجه ات را جلب کند

وقتی یک دختر هر روز برای تو sms می فرستد یعنی می خواهد تو اقلاً یک بار جوابش را بدهی

وقتی یک پسر هر روز برای تو sms می فرستد بدون که برای همه foreward کرده

وقتی یک دختر به تو می گوید دوستت دارم یعنی واقعاً دوستت داره 

وقتی یک پسر به تو می گوید دوستت دارم ( بدون اولین بارش نیست آخرین بارش هم نخواهد بود )

وقتی یک دختر اعتراف می کند که بدون تو نمی تواند زندگی کند یعنی تصمیم گرفته که تو تمام آیندش باشی

وقتی یک پسر اعتراف می کند که بدون تو نمی تواند زندگی کند یعنی تصمیمشو گرفته اقلاً تو رو واسه یه هفته داشته باشه 

وقتی یک دختر می گوید دلش برایت تنگ شده یعنی هیچ کس در دنیا بیش از او دلتنگ تو نیست ولی....
خداییش پسرا همینقدر نامردن...(آقایون عزیز، نیاین منو بزنین.انتقاد پذیر باشین!)

لباس های کثیف

لباس های کثیف

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت:

«لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمیداند چطور لباس بشوید. احتمالآ باید پودر لباس‌شویی بهتری بخرد.»

همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت.

هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت:

«یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده!»

مرد پاسخ داد: «من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم!»

زندگی هم همینطور است. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده می‌کنیم، آنچه می‌بینیم به درجه شفافیت پنجره‌ای که از آن مشغول نگاه کردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که به‌جای قضاوت کردن فردی که می‌بینیم درپی دیدن جنبه‌های مثبت او باشیم؟


پ.ن:نمیدونم این جمله ای که می خوام بگم ربطی به این داستان داره یا نه ولی میگم

ادم بدبین در هنگام فرصت ها , مشکل رو میبینه

و آدم خوشبین هنگام مشکلات ,فرصت ها رو میبینه

کودک شیطون(طنز)


روزی رییس یک شرکت بزرگ به دلیل یک مشکل اساسی در رابطه با یکی از کامپیوترهای اصلی مجبور شد با منزل یکی از کارمندانش تماس بگیرد. بنابراین، شماره منزل او را گرفت.

کودکی به تلفن جواب داد و نجوا کنان گفت: «سلام»
رییس پرسید: «بابا خونس؟»
صدای کوچک نجواکنان گفت: «بله»
ـ می تونم با او صحبت کنم؟
کودکی خیلی آهسته گفت: «نه»
رییس که خیلی متعجب شده بود و می خواست هر چه سریع تر با یک بزرگسال صحبت کند، گفت: «مامانت اونجاس؟»
ـ بله
ـ می تونم با او صحبت کنم؟
دوباره صدای کوچک گفت: «نه»
رییس به امید این که شخص دیگری در آنجا باشد که او بتواند حداقل یک پیغام بگذارد پرسید: « آیا کس دیگری آنجا هست؟»
کودک زمزمه کنان پاسخ داد: «بله، یک پلیس»
رییس که گیج و حیران مانده بود که یک پلیس در منزل کارمندش چه می کند، پرسید:
«آیا می تونم با پلیس صحبت کنم؟»
کودک خیلی آهسته پاسخ داد: «نه، او مشغول است؟»
ـ مشغول چه کاری است؟
کودک همان طور آهسته باز جواب داد: «مشغول صحبت با مامان و بابا و آتش نشان.»
رییس که نگران شده بود و حتی نگرانی اش با شنیدن صدای هلی کوپتری از آن طرف گوشی به دلشوره تبدیل شده بود پرسید: «این چه صدایی است؟»
صدای ظریف و آهسته کودک پاسخ گفت: «یک هلی کوپتر»
رییس بسیار آشفته و نگران پرسید: «آنجا چه خبر است؟»
کودک با همان صدای بسیار آهسته که حالا ترس آمیخته به احترامی در آن موج می زد پاسخ داد: «گروه جست و جو همین الان از هلی کوپتر پیاده شدند.»
رییس که زنگ خطر در گوشش به صدا درآمده بود، نگران و حتی کمی لرزان پرسید:
«آنها دنبال چی می گردند؟»
کودک که همچنان با صدایی بسیار آهسته و نجواکنان صحبت می کرد با خنده ریزی پاسخ داد: «من»

تست جالب از دستش ندی هااااااااااااا از من گفتن

 

 سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااام

امروز یه تست جالب گذاشتم هر کسی از دستش بده عمرش بر فناست حالا از من گفتن من خودم که خیلی از این تست خوشم اومد 

ادامه نوشته

جایزه اسکار در دستان اصغر فرهادی!!!!!!

تبرررررررررررررررریک .............

اصغر فرهادیو !!!!!!!!!!!!!!آخ که چه کیفی میده این جایزه

همه به افتخار همه عوامل جدایی نادر از سیمین به خصوص لیلا خانوم و آقا پیمان بزنین کف قشنگ رووووووووووو

ادامه نوشته