گارکاه نمایش " نمایش علامت سوال"

سلامممممممممممممم بر دوستان بندههه

منو  ببخشین دیر به دیر میرسم بیام  وبلاگم ,

راستییییییییییی تصادف هم به خیر گذشت سالم سالمم خیالتوووووون راحت با بادمجون بد رقابت تناتنگ داریم

بهشت من

این پستی که گذاشتم واسه وبلاگ دوستم یاسمنه  خواسته که  منم بذارم

هدایتگر کارگاه "سید عرفان شیرنگی "
فردا و پس فردا (28 و 29 بهمن ماه 1392)
ساعت 8 صبح الی 12 ظهر
به مبلغ 20 هزار تومان
برای ثبت نام تا پایان امشب (27 بهمن ) مهلت دارید. نام خود را به شماره 09370465676 بفرستید تا سایر هماهنگی های لازم انجام شود

و رعنا تصادف میکند:))


سلاممممممم

اول از همه بگمممممم خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بدین بد بد بد بد  چرا نظراتم کمهههههههههههههههههههههههههههههههههههههه 


حالا اینو بگمم  تصادف کردم دیروز، هنوز درد زانوم خوب نشدهه  تصادف کردم

دیروز  از دانشگاه اومدم بیرون ، تا بین کلاس با بچه ها  بریم  یچی بخریم ، رفتیم اون ور خیابون  موقع برگشتن داشتیم خیابونو نگاه میکردیم ماشین نیاد یوهو  یچی از پشت خورد به من پرتم کرد  یه ماشین دنده عقب میومده بمبببببببببببببببببببببببببب منو ترکوند اقا من اصا نفهمیدم  چی شد خیلی شیک و مجلسی بلند شدم از زمین،  اول گوشی نازنینمو چک کردم ببینم سالمه  بعد بلند شدم  اعتراف میکنم اول فکر کردم مُردم روحم از جنازم جدا شده هی دست میزدم به خودم  ببینم دستم از بدنم رد میشه ، فکر کردم روحم ،دنبال جنازه ام میگشتم   هههههه  هیچی دیگه  عزرائیل به من دست داد من بهش دست ندادم خلاصه راننده یه اقا بود ( قابل توجه اقایونی که میگن رانندگی مردا خوبه  اخه یکی نیست بگه مرد حسابی منه به این قد رعنایی و رشیدی رو ندیدی؟ حالا منه رشید رو  ندیدی اون 4 تا دیگه دوستای منو هم ندیدی؟  ای خدا )خلاصه   از راننده اصرار که خانوم بیا بریم بیمارستان از من انکار که اقا من خوبم زنش هی گفت دخترم بیا بریم بیمارستان ،  حالا جالبش اینه من از وقتی  از زمین بلند شدم خنده ام قطع نمیشد  حالا نخند کی بخند  آخه خندم گرفته بود  مرده ترسید فکر کرد مغزم جا به جا شده   هی میگفتن خانوم ببریمت بیمارستان من نگاه عاقل اندرسفیه انداختم بهشون گفتم اصا بر فرض من  راضی شم بریم بیمارستان اصا شما خودتون 5 نفرین من جا میشم هی میگین بریم بیمارستان والله خلاصه  دوستان  بیمارستان نرفتم به  اون خانواده هم گفتم که من سالمم ورزشکارم خوبم شما میتونین برین  و رفتن منم رفتم سر کلاس( حال کنین چه دانشجو خوبیم با وجود تصادف کلاسو نپیچوندم رفتم سر کلاس از من یاد بگیرین نصف شمام)  الان هم که دارم اینا رو مینویسم حالم خوبه خوبه خوبههههههههههه فقط یکم کوفتگی دارم

.

.

.

.

.

.

.

.

کجا میاییی تموم شد داستان نکنه منتظر حلوا بودین؟( البته دور از جون دور از جون مورچه خاک بر سر روم به تیفال  زبون دشمنامو خر گاز بگیره ) ، خخخخخ من هنوز از 7 تا جونم 4 تاش مونده  فعلا  هستیم در خدمتون یوها ها ها ها

ولی یه چی مهمو فهمیدم اینکه تصادف کردنمم مثه ادم نیست ،

اخه تصادف هم اینقد بی هیجان بی خون؟


ولی بی شوخی خدا رو شکر میکنم سالمم   رو پام راه میرم  خدایا منو ببخش اگه گاهی بد میشم اگه گاهی ناشکرم گاهی  خوبیاتو نمیبینم گاهی و گاهی گاهی گاهی گاهیییییییییییییی


خدایا مخلصیممممممممممممممممممممم



نظرات پست پایین فردا تایید خواهد شدددددددددددددددددددددد  ایتقد خستههههههههه قول میدم فردا تایید کنم

ناهار خوران

سلامممممممممممممممممممم


چند روز پیش با خانواده رفتیم ناهارخوران

جای شما خالی چایی و باقالی گرمک ( یا باقالی پته ) خوردیم

اینجا داشتم گوله برف درست میکردم از رضا انتقام بگیرم اخه داشتم گرمک میخوردم با گوله برف زد  منو منم گفتم باشد برادر باعشد  بترس  بترس ، اما نمیدانست هر که با رعنا در افتد ور افتد

یکی از غم انگیز ترین لحظه ها
لحظه آب شدن برفاس

 یعنی واقعا دل آدم میشکنه برفی که یه شبانه روز طول کشیده که بشینه تو نیم ساعت آب میشه



پسره نوشته از همه دخترااااا متنفرم خب سیرابی من كه اينجا نشستم دارم چايى ميخورم؟! چيكار دارم به تو آخه؟شیطونه میگه دورخیز کنم با چماق برم تو صورتش وَالله


شما یادتون نمیاد...
زمان ما راننده تاکسیا دو نفرو سوار صندلی جلو می کردند، اون دو نفرم باید 54 بار درو می کوبیدن رو هم تا بالاخره بسته شه و این دو تا بچپن او تو... بنده خدا اونیم که میفتاد کنار دنده ی راننده نه کلیه واسش میموند نه کبد!



مورد داشتیم خانومه تو گوگل سرچ کرده : قیمت سرویس طلای جاریم
گوگل پاسخ داده :خیلی با حالی!



نظرات پست پایین فردا تایید خواهد شدددددددددددددددد

گرگان بالاخره بارون و برف اومد

سلامممممممممممممم

بالاخره ما تو گرگان برف و بارون رو دیدیم بعد از دو ماه خدایا شکرت

این فلکه شهرداری

اینجا هم پارک شهر گرگان

داشتم با کامپیوتر کار میکردم یهو یکی از تو مانیتور دراومد و گفت:  فردا اول فوریه س، ماهیانه ی ما رو بده. مسئول سطل آشغالی ویندوز بودا !!!!!!!!!!!!


انقدر بچه های کوچیک رو کلاس میفرستن
که اگه از یه بچه سه ساله بپرسی منو چندتا دوست داری ؟
جوابتو با یه انتگرال سه گانه تو فیزیک   میده  والله 


خداییش خیلی حااااال میده ها فامیلیت صالح باشه بعد اسم بچتو بزاری ساحل. ملت دچار خوددرگیری میشن



پ.ن :و اما فیلم سر به مهر که موضوعش برام جالب نبود و اینکه موضوع ارتباط زبادی وبلاگ نویسی نداشت .اما در کل به کارگردان و عوامل خسته نباشید میگم .یه دختری به اسم صبا  وبلاگنویسه , که فردی  فوق خجالتی که میتونم بگم اصلا اعتماد به نفسش که کلا تعطیل  جرات گفتن خیلی چیزا رو  هم نداشت .در یک تصمیم انی نماز خوندن رو شروع میکنه اما روی اینو که بگه نماز میخونه رو نداره .

یعنی یه جای فیلم میخواستم بلند شم با چماقم  برم سراغ صبا (لیلا حاتمی)از بس که ترسو و بی اعتماد به نفس بود البته با عذر خواهی از  خانم حاتمی


از دوستانی که با وجود   سر زدن های کم من , بازم به وبلاگ من میان

نمیذارن بازدید های من 0 بشه ,

بزنم به تخته( دوست عزیز که داری میخونی بله جانم با شمام  بزن به تختهخا بسه )

خلاصه کلی از شما  تشکر میکنم که با وجود بی معرفتی من بازم میایین و من نظراتونو میبینم

ایشالله بتونم بیشتر بیام 

همتون گلین

.

.

.

.

.

.

.

 میدونم که میگین رعنا گل تره بر منکرش چماق


مخلصیم

انتگرال

سلااااااااااااااااااااااااااااااااام

اخ جون بالاخره فیلم سر به مهر  اومد سینما گرگااان

حتما حتما میرم میبینممممممم



ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﮔﺬﺷﺖ ..
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻭﻟﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯ ﺍﻧﺘﮕﺮﺍﻝ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﮑﺮﺩﻡ !!!!!!!



ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺷﺪﻡ ، ﻣﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺱ ﺑﻘﯿﻪ ﭘﻮﻝ ﺭﻭ ﺑﺪﻩ ﺻﺪ ﺗﻮﻣﻦ ﻧﺪﺍﺷﺖ ، ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺟﺎﺵ ﺩﺭ ﺭﻭ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﺒﻨﺪ ,  ادامس و  چسب زخم  دیده بودیم اینو دیگه ندیده بودیم به حق چیزای ندیده



به امید روزی که ...
دستگیره دری به داخل آستینمان نرود...
پیشانیِمان به در نخورد...استخون آرنج مان به تیزی نخورد...
و انگشت کوچک پایمان به لبه ی مبل و میز نخوره ..
بلند بگو آمـــین بلا نبینی جَووون:



حکایت های رعنا

میلاد پیامبر اکرم  (ص) و امام جعفر صادق (ع)  تبریک میگم


ﮔﺮ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭ ﻣﻦ ﺁﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ

.... ﺷﯿﺸﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﻐﻞ ﺳﻨﮓ ﻧﮕﻪ ﻣﯿﺪﺍﺭﺩ!!!

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به دوستان بنده


اقا ما رفتیم تو یکی از این سایتا که سوال میپرسی پیشگویی میکنه  جواب میده, به حساب همه شما هم خواهم رسید  حالا  متوجه خواهید شد سوالات رو بخونید سوالات من با  ابی  جواب با رنگ قرمز

1 بچه بودم شر بودم؟

بدون شک  ( اخه من کجا شر بودم فقط  چند تیکه (اونم یه 10  , 15تا ) جهزیه مامانم زدم شکوندم چند تا هم گلدون بود و یه چند تا  دیگه  البته  یه ساعت هم داشتیم  داستانش مفصله زدم شیشه رو شکستم تا چند وقت کسی متوجه نشد ,  فقط نمیدونم  در قندون رو کی شکست هنوزم مامانم میگه رعنا تیکه های در قندون رو کجا انداختی بیارشون  چیزی نمیگم به جون خودم  اون یکی تو کارنامه افتخاراتم نبود )

2 الان من شر هستم؟
بله !  (کی من؟  اصا  به من میاد شر باشم؟داستان داریم ما هم ها)

دوستای وبلاگیم , وبلاگ منو دوست دارن ؟

بعید به نظر میرسه ( که بعید به نظر میرسه؟؟ اره ؟؟؟؟؟؟کی وبلاگ منو دوست نداره اعتراف کنه)

راست میگن رعنا ستمگره ایا؟

امکان ندارد(  کو گوش شنوا  خواهر )


من زود میمیرم؟البته دور از جون  مورچه خاک بر سر  روم به دیوار ها
امکانش هست ( یعنی چی اقا چرا با احساسات من بازی میکنین)البته دور از جون  مورچه خاک بر سر  روم به دیوار ها

میگم سکوت راست میگه من کچلم؟

احتملا (  خودش کچل شه )

دوستام از چماقم میترسن ایا؟
صد در صد ( هههه  انچه عیان است چه حاجت به بیان است)

میگم در اینده معروف میشم ایا؟
صبر


این ترم معدلم  بالا میشه ؟

شک دارم
( نمیشد  امید الکی بدی به ادم  اسمون خدا به زمین میاد؟)

بانک برنده میشم؟
بدون شک ( رعنا ذوق مرگ میشد , خدا از دهنت بشنوه)


من سوسکم؟

صد در صد!!(  چماق ایا؟ من هی میگم خونسردی خودشو حفظ کنم  ها!)

  برو بابا؟

صبر

با پس گردی میزنم تو صورتت منفجر شی ها ؟

امکانش هست

میخوام برم

صبر

صبر کنم که یا میزنم تو منفجر شی یا  بازم میزنم منفجر شی ها

احتمالا

به روح اعتقاد داری؟

بدون شک


 هیچی دیگه خلاصه دوستانی که شما باشین من همیجوری  میگفتم  اینم پیشگویی میکرد  دیدم داره کار به زد و خورد میرسه دعوا میشه   بی خیال سوالا شدم  امتحانا تموم شد هنوز اثارش مونده روم   زده به سرم 


تازه یادم افتاد کی وبلاگ منوووو دوست نداره ایاااااااا؟؟؟؟