ناهار خوران
سلامممممممممممممممممممم
چند روز پیش با خانواده رفتیم ناهارخوران
جای شما خالی چایی و باقالی گرمک ( یا باقالی پته ) خوردیم

اینجا داشتم گوله برف درست میکردم از رضا انتقام بگیرم اخه داشتم گرمک میخوردم با گوله برف زد منو منم گفتم باشد برادر باعشد بترس بترس
، اما نمیدانست هر که با رعنا در افتد ور افتد


یکی از غم انگیز ترین لحظه ها
لحظه آب شدن برفاس 
یعنی واقعا دل آدم میشکنه برفی که یه شبانه روز طول کشیده که بشینه تو نیم ساعت آب میشه 
پسره
نوشته از همه دخترااااا متنفرم خب سیرابی من كه اينجا نشستم دارم چايى
ميخورم؟!
چيكار دارم به تو آخه؟
شیطونه میگه دورخیز کنم با چماق برم تو
صورتش وَالله
شما یادتون نمیاد...
زمان ما راننده تاکسیا دو نفرو سوار صندلی جلو می کردند، اون دو نفرم باید
54 بار درو می کوبیدن رو هم تا بالاخره بسته شه و این دو تا بچپن او تو...
بنده خدا اونیم که میفتاد کنار دنده ی راننده نه کلیه واسش میموند نه کبد! 
مورد داشتیم خانومه تو گوگل سرچ کرده : قیمت سرویس طلای جاریم
گوگل پاسخ داده :خیلی با حالی!
نظرات پست پایین فردا تایید خواهد شدددددددددددددددد
فقط يك لبخند براي آغاز يك روز خدايي كافيست...