صندلی داغ سری دوم

تولد ناعمه مبارررررررررررررررررررررررررررررررررررررک
 
روزانه های نانا

سلاااااااام

تصمیم گرفتم صندلی داغ سری جدید بذارم البته 2 سال پیش هم گذاشته بودم خواستم ببینم خواسته هام و جوابام چقد با قبل فرق کرده این دو سالی که گذشت چقد روحیاتم عوض شده البته به جوابای دو سال پیش نگاه نمیکنم

و اینکه سری قبل گفتم به من رحم کنید

اما ایندفعه میگم با سوالاتی که میپرسین به خودتون رحم کنید

به قول چماقم گفتنی:  به من نپر لپ پر میشی  / لب تر کنم پر پر میشی ها

سوال سخت پرسیدی  خدا به فریادت برسه

شوخی کردم هرسوالی دارین بپرسین

صندلی داغ تا فرداشب هست تا وقت هست بیاین ها دیگه صندلی داغی نیستایعنی 2/07/1392

مشکلات دوران تحصیل :D


سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

اول از همه تولد تمام دوستان شهریوری رو تبریک میگم همچنین خسته دل 

دلنوشته های یه مسافر خسته تولدت مبارک


 رفتم مغازه ماســـت بخرم
مغازه دار  گفت؛ 200 تومنی داری؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
منم دست کردم تو جیبم یه آدامــــس بهش دادم
گفتــم؛ امروز روز انتقامــــه



یکی از مشکلات دوران تحصیل اینه که وقتی گرسنت میشه نمیتونی درس بخونی،

وقتی هم که سیر میشی نمیتونی درس بخونی...

ولی مشکل اصلی تر اینه که حد وسط نداره، یا گرسنه ای یا سیر!

مسئولین رسیدگی کنید لطفا




همیشه از بچگی ارزوم بوده خواننده خاموش وبلاگم برام نظر بذاره



نظرتون با صندلی داغ چیه؟
البته قبلا گذاشتم ولی برای سری جدید چی؟بذار م یا نه؟

ادامه نوشته

باز نشر کنید

سلام

ادامه مطلب رو بخونید حتما حتما لطفاااااااااااااااااااااااااا

امیدوارم روزی برسه که فقط حرف نباشه کمک باشه کمک به این افراد

گرفته شده از وبلاگ

دلنوشته های یه مسافر خسته


ادامه نوشته

بدون شرح !

سلااام دوستان

این تاکسی ها علاوه براینکه کولرو روشن نمی کنن که هیچی،این شیشه های پشتم تاآخرمی برن بالا که هیچی،دیگه چرا این هندل هارو درمیارن یاچرا روی دکمه بالا پایین برشو قفل می ذارن؟!خودم باید برم رسیدگی کنم



ساعت شش صبح تو رادیو گفت:
"با هرکی قهرین همین الان بهش زنگ بزنین و آشتی کنین."
والا با هر کی هم آشتی باشیم اون موقع صبح بهش زنگ بزنیم باهامون قهر می کنه!


اینم دو تا عکس از نوزادی  منو رضا  در ادامه مطلب



پ.ن : در ادامه مطلب مطالبی  اضافه شد



ادامه نوشته

زمان و مکان  اختتامیه سومین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان



سلام

آیین اختتامیه سومین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان برگزار می شود.
زمان: دوشنبه 25 شهریور ساعت 16:30
مکان: میدان مفتح، جنب حوزه علمیه امام خمینی(ره)، موسسه فرهنگی میرداماد گرگان
وسیله نقلیه برای انتقال شرکت کنندگان ساعت 16:15 از میدان شهرداری(جلوی ساختمان شهرداری گرگان) حرکت خواهد کرد.

کامپیوتر رعنا

سلاااااااااااااااام

عصر حجر، عصر اطلاعات، عصر ارتباطات، عصر فن آوری، عصر دیجیتال…

همه اینا ثابت میکنن که پیشرفت بشر همیشه در عصر صورت گرفته
نتیجه گیری : از صبح زود بیدار شدن آدمی به جایی نمیرسه!


کامپیوترمون صدای تراکتوری رو در میاره که موتور گازی قورت داده باشه  الان گوشیمو بهش وصل کردم گوشیم صدا لودر میده
والا ا ا ا میترسم خودم دست به موس بزنم ماشین چمن زنی بشم



روزهایی پر از امید ، سلامتی وشادابی
زیبایی و قشنگی
مهربونی و دوستی
.

.

.

.

.

.

.

.

.

.
از طرف شما برای خودم خواستارم

 شوخی کردم دیگهه اووه چه به دل میگیرین

واسه شما هم روزهایی پر از امید ، سلامتی وشادابی

زیبایی و قشنگی  مهربونی و دوستی خواستارم

سبزه مشهد



سلااااااام
روز گرگان رفتیم اولین سالی بود که میرفتیم 4 ساله که برگزار میشه
اقای روزبه اهنگی به لهجه شیرین گرگانی خوندن خیلیییی باحال بود
 اقای معطوفی هم که خیلی در مورد گرگان تحقیق کردن حضور داشتن  و صحبت کردن .
ادامه مطلب دو تا عکس هست

سبزه مشهد به گفته اقای معطوفی سومین جایی قدیمی گرگانه که به دربنو و بافت های قدییمی دیگه راه داره

به زودی زمان اختتامیه مسابقه وبلاگ نویسی رو میگم

ادامه نوشته

20 شهریور روز گـــــــــــــــــرگان



بوی ماه مهر :D


به نام  خدایی که داشتنش جبران همه ی نداشتن هاست....

سلااااااااااااااااااااااااااااااام بر همگییییییی




به نظرم مسئولين بايد يه روز بين جمعه و شنبه قرار بدن...

آخه اينطور يهويي وارد شنبه شدن خيلي سخته‏!‏‏!نیست؟

به اون سري از مسئولين هم كه پرسيدن چه اسمي رو بايد روي اين روز گذاشت؛

بايد بگم كه: "اين پيشنهاد منه: 1‏_پيش شنبه 2‏_پس جمعه 3‏_هيچ شنبه 4‏_ميان روز و...‏"



باز امد بوی ماه مهر ماه مدرسه

بوی بازی های راه مدرسه
بوی ماه مهر ماه مهربان
بوی خورشید پگاه مدرسه

یکی از ارزوهای من همیشه این بود که سراینده این شعر رو پیدا کنم


اینم به افتخار ورزش مورد علاقه من بسکتبال

ا

یه چیز خیلی مهمی فهمیدم  که ناخن گیر تنها چیزیه که تا به امروز تکنولوژی روش اثر نذاشته



به قول رعنا گفتنی کبوتر با کبوتر ، چیپس با ماست درست میگم؟


روز دختر مبارررررررررررک

ولادت حضرت فاطمه ی معصومه(س)مبارک

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام چطورین دوستان

دوستان عشق یعنی

قرمه سبزی مامان پز + سبزی پلو باقالی + سیب زمینی سرخ کرده


دوستم میگه اینو میبینه یاد من میوفته

میگم  خدمت شما سوالی داشتم

آیا نميشد اون همه خواثيط!(خاصيت) كه تو شلغمه تو چيپس و پفك بود؟!مسئولین پاسخگو باشین


نظرﺗﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﻦ و وب من  ﭼﯿﻪ ؟

۱- ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﻢ

۲- خیلی ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﻢ

۳- ﻋﺎﻟﯿﻢ

۴- ﻓﻮﻕ اﻟﻌﺎﺩﻩ ﺍﻡ

۵- ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺍﺭﺩ

تورو خدا ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺷﯿﺪ ، ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﭘﺬﯾﺮﻡ اصا تعارف نکنین راحت بگین


آقا میدونید چه کسانی واسه رسیدن مهر ماه لحظه شماری میکنن؟نمیدونید.میگم
1)کلاس اولی ها
2)دانشچویان جدیدالورود
3)دوستان همیشه حاضر در روز اول کلاس
حالامیتونید بعدازیافتن افرادی که دارای همچین شرایطی هستن
 را مورد ضرب وشتم قرار دهید چماق منم هست  خلاصه





روز دختر مباررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررک

خداوند لبخند زد
دختر آفریده شد!
لبخند خدا روزت مبارک

بار دیگر شهری که دوستش می داریم : گرگان

سلاااااااااااااااااااام

خوب  این مسابقه هم تموم شد یعنی تا امشب 12 شب برای ثبت نام وقت هست اینم اخرین پست این مسابقه که تو این وبلاگ میزنم

دلم تنگ میشههههههه واسه مسابقه


     شمارهاي پایین را انتخاب كنيد
Ctrl + F
را بزنيد بعد
شماره ی 9 را بزنيد حالا
Ctrl + Enter
را بزنيد

6666666666669966666666666666666666666666666666666666669966996666666666666666996666
6666666666996666666666666666666666666666696666666666996699666666666666666666996666
6999966699666666666666669996666669996666969666666666699666666666996666666666996666
9966996669966669966666996666666699699666666699666666669966669966669966666666996699
6666999999966669966666699666699999999999999999666669999999999966666996669966999999
6666666666666666996666996666996699669966666666666996666669969966699666699666666996
6666666666666666669999666699966669996666666666999666666666666669966666996666666666

666666666666666666669966666666666666666666666666666666666666666666666666666666666666
666666666666666666669966669966666666666666669666666969666666666666666666666666996666
666699666666666666669966666996666666666666969666666666666666666666666669996666669966
669969966996666699669966666669966666666666666666699666996666666699666996699666666699
999999999996666996669966666996666699666669999999999999999999999999666669999666669966  996666696966669966669966699666666699666669966666666666666666666666666666996666996666
996666666666999666666666666666666669999999666666666666666666666666666999666666666666

انصافا خیلی چیزا در مورد گرگان فهمیدیم خوشحالیم خیلی خوشحال در کنار مشکلاتی که گرگان داره زیبایی هایی داره ما خواستیم زیبایی هایی که گرگان داره رو به بازدید کننده هایی که از شهر های دیگه میان نشون بدیم البته به قول یکی از دوستان گرگانی  حرف زدن در مورد گرگان تاریخش  در قالب چند پست نمی گنجه خیلی حرفا ها هست ممنونم از همه شما دوستان و همه دوستانی که ما رو کمک کردن


به  امید داشتن هیرکانی صدچندان زیباتر از قبل و ایرانی زیبا تر


اینم موسیقی عروسی گرگانی ها  کار استاد طاهری ممنونم از ایشون واسه کار زیباشون


موسیقی عروسی گرگانی ها

راستی دوستان این وبلاگ بعد از مسابقه به روال قبل خودش بر میگرده

"ممد خرتو" قسمت دوم




سلامی دوباره

تو پست قبلی اطلاعاتی رو که کم و بیش از ممد خرتو میدونستیم  رو گفتیم, همینطور میدونین اسمش رو از جشنواره جیجو شنیده بودیم اما دلم میخواست بیشتر در موردش بگیم برای همین منو فاطمه خیلی پرس و جو کردیم تا اینکه مطلع شدیم آقای  شریف موسوی سراینده شعر های ممد خرتو هستن ,بعد به ایشون زنگ زدیم از اونجایی که سفر بودن گفتن 12 شهریور میان برای همین صبر کردیم تا امروز.

واسه خودمم سوال بود" ممد خرتو " یعنی چی ؟ آقای شریف موسوی گفتن ممد خرتو مثه یه پرچمه مثه درفش کاویان, شعر های " ممد خرتو" پر از پیامه مثه یه ناجی .یه افسانه اس مثه خیلی از داستان ها مثه کاوه اهنگر .

در دوره ساسانیان عرب ها به گرگان حمله کردند و دیوار گرگان که بزرگترین دیوار دفاعی جهان بعد از دیوار چین  به حساب میومده مانع ورود دشمن به خاک گرگان میشده .گفته شده که دشمنان مدتی پشت دیوار دفاعی مونده بودن و راهی برای نفوذ نداشتند  دکتر ستوده پدر تاریخ ایران که در حال حاضر 100 ساله شونه نویسنده کتاب " از استارا تا استرآباد ", که کتاب سال شناخته شده , از مردم گرگان میخواستن که قدر دیوار گرگان رو بدونین که اهمیت این دیوار از دیوار چین هم بیشتره . در کتاب ایشان آمده بود که دشمنان هرکاری میکردن که از دیوار عبور کنن ولی نمیتونستن , زیر دیوار ها خندق هایی بوده که درونش آب جمع شده و این آب از دریای گمیشان شروع و از پشت جنگل گلستان و جنگل درازنو میگذرد و به دریای خزر ختم میشود . یزید ابن محرب (فرمانده دشمن) با هر حقه ای میخواست از این دیوار عبور کند . " آسیاب هفت سنگ " نوشته آقای دکتر پاریزی باستانی ( نام کتاب برگرفته شده از آسیابی کنار سد نومل که هفت سنگ داشته ) در این کتاب آمده که یزید ابن محرب دستور داد با هر نیرنگی دروازه بان را بخرند تا دروازه ها بازشود وگرنه به هیچ وجه نمیتونستن از دیوار عبور کنن . متاسفانه در باز شد دشمن وارد خاک شد, گرگان یا استرآباد در آن زمان 500 هزار نفر جمعیت داشت که 450 هزار نفر کشته شدند و با خون گرگانی ها آسیاب هفت سنگ را حرکت میدادند.

وقتی به گرگان حمله شد مردم تصمیم گرفتن گویش جدید اختراع کنند تا به صورت رمزی صحبت کنن . بدین ترتیب گویش گرگانی شکل گرفت; در آن زمان شعر های ممد خرتو وضع نابسامان مردم را در زمان حمله اعراب در دوره ساسانیان به گرگان, بیان میکنه

ممد خرتُو فردا اَفتُو ( افتو کن یعنی خورشید طلوع کن  که نماد آزادیه)
خورشيد خانوم اَفتُو كن - يه مشت نخود  پر تو كن (نخود پرتو منظورش غذا ندارن غذا میخواد)
ما بِچه هاي گرگيم - از سرمايي بَمِرديم
دِقِ دِقِ دِق مِلَرزيم( یعنی به خاطر فقر و فشار ناشی از جنگ )
...از شاخ بز مِتَرسيم
شاخ بز بَر كمرم - شيپيشا دورِ سرم (شاخ بز همون سلاح جنگی دشمن و شپش ها منظور همان دشمن که با بیان شپش, خواسته دشمن رو تحقیر کنه )

این شعر ها وضعیت مردم رو در زمان جنگ بیان میکنه . من خودم در پست قبل زیاد اطلاعاتی نداشتم فکر میکردم ممد خرتو یه شخصیت شفت و ساده و دیوانه بوده اما الان میفهمم که ممد خرتو کی بوده .

آقای شریف موسوی میگفتن در زمان قدیم بچه ها شعر های ممد خرتو رو میخوندن, حتی خود آقای شریف موسوی تعریف میکرد که با بچه های هم سن خود جمع میشدند و یک چوب را میگرفتند, کتی به آن میپوشاندند و کلاهی به سر آن میگذاشتند و کسی که قد بلند تر از همه بود چوب را میگرفت سپس به در همه خانه ها میرفتند. آقای موسوی میگفت حتی یک خونه رو هم جا نمیذاشتند و به بچه ها خوراکی میدادن .

جالب اینجاست که حتی بچه ها این شعر رو میخوندن که بارون بند بیاد, تعجب کردین؟! من خودمم تعجب کردم حتی چند بار پرسیدم بارون بند بیاد یا نه بارون بیاد؟ گفتن در قدیم گرگان اینقدر بارون میومده, به اصطلاح میگفتن بارونش علف کش (علف رو از خاک بیرون میکشه) همش گل و لای بوده و بچه ها که بازی میکردن گل و لای اذیتشون میکرده و به ستوه میومدن برای همین شعر ممد خرتو رو میخوندن

در آخر هم آقای شریف موسوی لطف کردن شعرشون رو در اختیار من گذاشتن و با اجازه ایشون تو وبلاگم بذارم که به زودی میذارم .

بخشی شعر اقای شریف موسوی


بارش بیشتر از چِل روزه که داره مُباره                       چِل کاف پِیر و مارم , شاید اَفتو بیاره

بِچّه های شازده قاسم دیروز کاری کرده ان               که اَفتو  از دل و جان , نُورشو فردا مُباره

مِمّد خیرتو راه انداختن , رِِسم گُرگانِ قدیم                کز خدا بُخوان , کنار بِذاره این بارِشاره

قُرعه کِشیدن , تا نام هرکسی آمد بیرون                  با کُت و کُلاه اون , آدَمکی در بیاره

بالا چُوبا گذاشتن , اون کت و با شال و کُلاه               بالا دوشِ اُون گذاشتن بارِ فرهنگِ ماره

مَمّد خَرتو  زِنده شد و رو دستا شُد سُوار           راه افتاد و گفت بیایین پشتِ سرِاین سُواره


امروز موقع برگشتن داشتیم با دوستم صحبت میکردیم گفتیم چرا همه شهر ها لهجه خودشونو حفظ کردن و اغلبشون با لهجه خودشون صحبت میکنن اما تو گرگان کم دیده میشه کسی با لهجه گرگانی صحبت کنه اینم اجحافی در حق لهجه گرگان .خودمم متأسفانه تا قبل این مسابقه زیاد آشنایی نداشتم اما الآن شناختی نسبی پیدا کردم و خوشحالم .


از دوستانی هم در این راستا کمک گرفتیم از آقای نصیبی و خانم راحمه شهریاری هم تشکر میکنم که کمکون کردن و همچنین آقای شریف موسوی که وقتشونو در اختیار ما گذاشتن .

سینما ملن رژ  سابق (عصر جدید کنونی )

سلااام  دوباره

امروز داشتیم از خیابون  5 آذر رد میشدیم که سینما عصر جدید خورد به چشممون , یه جا شنیده بودم اسمش ملن رژه  یه اسم فرانسوی! چرا یک سینما در گرگان به اسم فرانسوی بوده ؟برای همین تصمیم گرفتیم در موردش بنویسیم; رفتیم دم در سینما از شانس خوب ما پیرمردی اونجا بود که خودشو معمار این سینما معرفی کرد کلی خوشحال شدیم حتی گفت جنگ جهانی  دوم رو هم یادشه ,مسئول سینما و مسئول فروش بلیط و این معمار کلی اشتیاق داشتن که به ما کمک کنن .

آقای مختار جواهری (معمار ساختمان سینما) گفتن صاحب زمین آقایی به اسم پاینده بوده که الان در قید حیات نیست زمین در آن زمان به فردی به اسم اِوانِس فروخته شده , اِوانِس فردی ارمنی بود که زمین رو خرید با هدف ساخت سینما .این سینما در دهه 40 ساخته شد. اقای جواهری میگفت اون زمان این سینما یکی از بهترین سینما های گرگان بوده و کلی شلوغ میشده و دسته دسته مردم میومدن.

ایشون اقای جواهری هستن

میشر برادر اوانس بود  که این دو در کنار سینما مهمانخانه ای درست کردند ( که الان رستوران اکبر جوجه شده )


در آن زمان اسم سینما ملن رژ بوده با اینکه اسم ملن رژ به عصر جدید تغییر کرده اما هنوزم خیلی ها این خیابانو به ملن رژ ( منرج) میشناسن. آقای  جواهری گفت  ملن رژ هم به اتیش کشیده بودن, البته گرگان 4 تا سینما داشت که در حال حاضر فقط دو تای اون باقی مونده

زمانی که منتظر بودیم تا آقای جواهری بیاد و از ایشون عکس بگیریم  فرصتی شد تا از سینما  عکس بگیریم حتی به ما گفتن برین آخرای فیلم  اون سانس رو ببینین 10 دقیقه دیگه فیلم تموم میشه و چراغای داخل سالن روشن, بعد میتونین عکس بگیرین تا آقای جواهری هم بیان ما هم رفتیم  10 دقیقه ای داخل سالن نشستیم .

اینم داخل یکی از سالن های  سینما



اینم تصویری تو کتاب بود که با اجازه خودشون میذارم

اتیش گرفتن رستوران ملن رژ


یه سری زدیم به بافت های تاریخی گرگان


سلامی دوباره به خواننده های عزیز حالتون خوبه ایشاالله؟

امروز قرار بود طبق روال همیشه با فاطمه بریم دنبال عکس گرفتن و به قول رعنا گفتنی گرگان گردی ( و به قول دوستان وقتی  رعنا و فاطمه مارکوپولو میشوند) مثل همیشه من رفتم سمت خونه فاطمه اینا ,از اونجایی که برنامه خاصی نداشتیم گفتیم بریم جایی بشینیم, داشتیم فکر میکردیم که کجا بریم کجا نریم  در یک تصمیم ناگهانی گفتیم بریم دانشگاه خودمون ,دانشگاه واقع در خیابان بهشتی (جامع گلستان), یکم تو پارکش نشستیم بعد قرار شد بریم یکم از بافت های قدیمی گرگان دیدن کنیم و عکس بگیریم تا خواننده های وبلاگمون که از جای جای ایران میان هم در گرگان گردی ما سهیم باشن برای همین اول رفتیم یه بستنی بخوریم که حال و جون برای راه رفتن داشته باشیم (البته جای شما دوستان خالی تو گرما میچسبه ) خلاصه وارد نعلبندان شدیم تا بریم سمت میراث فرهنگی , چون میخواستیم با خیال راحت عکس بگیریم بهتر دیدیم که مجوزش رو بگیریم تا دیگه مشکلی پیش نیاد, خدا رو شکر به سرعت مجوز رو گرفتیم البته یکی از دوستان قول دادن  مطالبی رو در اختیارمون بذارن انشالله فردا  براتون میذاریم  یه سری تصاویر هم گرفتیم  اونم انشالله اماده شد در  همین پست میذاریم.

راستی میراث فرهنگی همون خانه شیرنگی هاست و خانه تقوی هم کنار همین ساختمون هستش


اینم تصویری از کتابخونه ای که  رفتیم .



بعد نوشت: خوب اینم ادامه این پست که قول داده بودیم  خلاصه ما طبق گفته خانوم خیر خواه امروز دوباره رفتیم پیش ایشون مطالب و عکس هایی رو در اختیارمون گذاشتن, البته لازم بذکره که بیشتر عکسا رو خودمون گرفتیم

این در ورودی خونه تقوی هاست





ساختمون های تاریخی که وجود داره خانه باقری ها ,خانه خراسانی ها ,خانه امیر لطیفی ,خانه کبیر, مجموعه شیرنگی و کنسولگری روس ها (باغ روس ها) ;بین عکس هایی که  از  میراث فرهنگی گرفتیم چند تا عکس بود خوشم اومد که میذارم براتون

یه سری محلات به خاطر تجمع افراد یا یک صنفی و نام افرادی شکل گرفته مثلا دباغان یا تقوی ها و نعلبندان

چون میخواستیم بیشتر تصاویر از خودمون باشه فقط چهارتا از تصاویری که  از کتابخونه گرفیتمو گذاشتم  








بازار نعلبندان هم هست که دوره بچگی خیلی دوست داشتم البته بگما هنوزم دوست دارم این بازار رو , بچه بودم به عشق خریدن جوجه هایی که  اهالی روستا به  کنار درهای ورودی نعلبندان میاوردن و  میفروختن بازار میومدم ;چه جوجه هایی! الان گاهی میارن , اتفاقا با فاطمه دیدیم ,منم که عاشق جوجه واییی خرگوشم بوددد .حیف از سنم خجالت کشیدم وگرنه یه خرگوش و جوجه میخردیم البته از مامانمم میترسم 



بافت گرگان كه در حال حاضر130 هكتار آن باقي مانده است داراي آثار وابنيه قديمي متعلق به دوران صفويه ، زنديه ومخصوصاً وابسته به معماري سبك دوره قاجاريه است . در ساخت وساز بافت قديم گرگان عواملي مثل آب، خاك، تابش نورخورشيد، وهمچنين عوامل اجتماعي و فرهنگي نقش بسزايي داشته است . استراباد قديم توسط بارويي بطول 6 كيلو متر محصور بوده وبر نقاط مختلف اين بارو وبه فاصله هاي معين برجهايي قرار داشت كه درآنها قراولان از شهر حفاظت مي كردند . در حاشيه بيروني خندقي عميق حفر شده بود كه از خاك آن باروها را بنا كرده بودند.1

خلاصه وقتی مطالب رو گرفتیم از نعلبندان اومدیم بیرون ,نخود نخود هرکه رود خانه خود دیگه ظهر شده بود و گرسنه هم بودیم برگشتیم خونه دلی از عزا در آوردیم




  بافت قديم گرگان در سال 1310خورشيدي به شماره 41 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد.

1.منبع میراث فرهنگی

استراباد از يك بخش حاكم نشين درجنوب شرقي بافت قديم شهر برخوردار بوده وبر اساس مستندات تاريخي، از اواخر دوره قاجار امارت كاخ سلطنتي قاجار، سبزه ميدان يا ميدان توپخانه ، ديوانخانه آقا محمد خاني و ديگر فضاهاي سكونتي اعياني و حكام شهر دراين قسمت قرار داشته است. استرآباد از اواسط دوره قاجاريه توسط عواملي چون آتش سوزي،سيل ، زلزله ، قحطي ،بيماري و... رو به ويراني رفت ولي در اوايل حكو مت پهلوي اول با شروع ساخت و ساز در بافت رونق گرفت ولي درآغاز نهضت خيابان كشي هاي ابتداي قرن حاضر و ايجاد فلكه شهرداري مجدداً دستخوش تخريب جدي شد وپس از دخالتهاي كالبي فضايي انجام شده در كل پيكره شهر و جانشيني فلكه شهرداري بجاي ميدان توپ خانه در جنوب كاخ آقا محمد خان بر زميني كه از تخريب ديوار قديمي شهر بدست آمده بود ( كتابخانه عمومي شهر) سازمان فضايي كالبدي ارگ حكومتي شهر را دگرگون نمود. انتقال مركز حكومتي متمركز شهر كه از عمارت علي قاپو و توپخانه و ديوانخانه و... برگرد يك ميدان بنام سبزه ميدان سازمان يافته بود به نوار خدماتي حاشيه خيابان كاخ و فلكه شهرداري با جانمايي عمارت پست ، دارايي ، شهرباني ودادگستري در امتداد خيابان كاخ وشاهرود و هتل ميامي سابق شهرداري و بانك ملي در پيرامون فلكه جديدالحداث به همان سبك وسياق ودانشكده منابع طبيعي ادارات كشاورزي ، آب و برق، راه وترابري، بانك صادرات ،‌آموزش وپرورش، سينماها و... كه هركدام ساختارخدمات عمومي شهر را مي سازنند در كنار خيابانها قرار گرفتند.

این مطالب از  میراث فرهنگی گرفته شده

رعنا باز میگرددد

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام بر دوستان عزیز بنده


در این پست تولد پروای عزیز رو تبریک میگم پروا جان تودت مبارک باشه

ایشالله به همه ارزو هات برسی

همچنین اقا حسین تولد شما نیز مبارکا باشه ایشالله به ارزوهات برسی

باران عزیز (هفت اسمانه )  تولد شما نیز مبارکا باشه ایشالله هرچی ارزو داری براورده بشه 

همیشه شاد باشین بخندین

اول از فاطمه تشکر کنم بابت جواب دادن به نظرات تاییدشون فاطمه دوستم مرسینیگاه فاطمه اشک شوقه

و بازم تحت تاثیرم اینم اشک شوق چقد به یادم بودین ممنانم ممنان

و اینکه ایشالله از فردا مسابقه رو ادامه یدهیم  با فاطمه

4 ام رفتیم تهران از اونجا رفتیم کاشان امتحان دادم  امتحان بدک نبوددددد.  امتحان که تموم شد رفتیم فین کاشان  بعد هم حرکت به سمت قم یک شب قم موندیم و برگشتیم گرگان  امروز 8 ام ساعت 3 صبح رسیدیم  تا ساعت 2 ظهر خواب بودم

اخر همه اینا هییییییییییییییییییییییییییجا شهر خود ادم  و هیجا خونه خود ادم نمیشهههههههههههه

چند تا عکس هم از سفرم اماده کردم میذارم ادامه مطلب



ادامه نوشته

من نیستم چند روزی

سلااااااااااااااااااااااااااام

دوستان عزیز  خوبین خوشین سلامتین؟ خوب من از امروز نیستم  فردا شب دارم میرم امتحان دارم یه شهر دیگه میدونم الان همه ناراحت شدین دیگه چاره ای نیست با ید بسوزینو بسازین ایشالله 8 ام برمیگردم اگه زنده باشم  البته فاطمه هست نظراتتون رو تایید میکنه جواب میده دو تا وصیت دارم  اول , دومی رو میگم که مهمتره

1.  هوای دوستمو داشته باشین

2. بعد اینکه  برای پست های مسابقه ام نظر بذارین من اعصاب مصاب ندارماا چماق منو فراموش نکنین الان مسابقه اس جلو چشم چهار تا داور( سلام مخصوص خدمت داورای محترم ما ارادت داریم ) بده زشته چماق به دست شم پس خودتون با دست مبارک نظر بذارین

برگردم دوباره با فاطمه میریم برای  مسابقه  وبلاگ نویسی مطلب جمع کنیم


اها راستی واسه امتحانم دعا کنین 


خوب دیگه من بروم خداحافظ همه دوستان البته بگما شما سر بزنین نه که  نیایین ها


پاساژ خاله سوسکه و پاساژ های گرگان

سلااااااااااااااااام

امروز داشتیم با فاطمه از سمت شالیکوبی میرفتیم شهرداری یدفعه یادمون افتاد دوستان گفته بودن از پاساژ هایی که هست صحبت کنیم نمیدونم از کدوم یکی شروع کنم خوب بذارین از خیابون شالیکوبی شروع کنم خوب الحمدالله چیزی که پره تو گرگان پاساژه اما خوب بعضی پاساژ ها از نظر من جالبن یه پاساژ دیگه شاید از نظر فرد دیگه ای جالب باشه خلاصه بگذریم داشتم میگفتم پاساژ های زیادی تو گرگان هست . از پاساژایی که میتونم بگم پاساژ کوروش هست که تقریبا نرسیده به سازمان اب میشه که بیشتر قطعات کامپیوتری ایناس و تجاری محسوب میشه ,پاساژ مروارید هم که کمتر کسی هست که نشناسه پره از لوازم لوکس میشه گفت پاساژ یا همون برج مروارید خیلی جوون پسنده 

  یکی دیگه پاساژ مرجان که دقیقا عدالت 16 یعنی شالیکوبی واقع شده  که یادمه بچه بودم جای پاساژ مرجان یه فروشگاه بود که چقدددددد خوراکی میخریدیم  ازش , زمان بچگی!  از مامانم پرسیدم اسم فروشگاهه چی بود گفت فروشگاه هروی بغلش هم یه جیگرکی بود  !

پاساژ صدرا که بین عدالت 14 و 16 واقع شده این پاساژ و پاساژ مرجان از پاساژ های جدید محسوب میشن.

 پاساژ لاله زاری  که هم ساختمون پزشکی محسوب میشه هم تجاریی که از پاساژ های قدیمی تو گرگانه که تقریبا عدالت 8 میشه.

پاساژ قابوسیه که میشه نام برد پارچه ها و لباسهای خوبی داره که اینم تجاری محسوب میشه ,تازه جدیدا هم انتهای اون یه پارچه فروشی پارچه هاشو حراج کرده تقریبا 3 , 4 بار رفتیم اونجا , آهای گرگانیای عزیز اگه نمیدونسین حالا بددویین برین که شاید بتونین پارچه مورد نظرتونو با قیمتی کمتر اونجا پیدا کنین.

  پاساژ مرسل که پر از فروشگاههای لباسه یه قسمتش هم مغازه های شال و روسریه که باید ببینین نزدیکای عید چه غلغله اس ایضا باید اضافه کنم که طبقه اول این پاساژ هم مغازه های قطعات کامپیوتری و خرید و فروش کامپیوتر ایناس.

پاساژ های آریا, آپادانا و امیر کبیر هم جزو پاساژ های جدید هستن .

همینطور که میرفتیم رسیدیم به پاساژ کاپری , که به نظرم خیلییی باحالههههههه  البته باید بگم پاساژ کاپری که جدید ساختن , قبلا سینما بوده سینما کاپری تقریبا 35 سال پش آتیش سوزی شده بود , 29 سال هم ساختمون سینما به همون صورت مخروبه باقی موند یادمه 7 یا 8 سالم بود کلاس زبان میرفتم سینما کاپری نبش همین خیابون بود من همیشه میدیدمش , هنوزم به وضوح یادمه ! اما از سال 82 تصمیم به ساختش گرفتن الان تبدیل شده به یه پاساژ فرهنگی تجاری که به نظرم واقعا شیکه و ویترینش خیلی باحاله هرچند باید بگم هرچقد ویترینش قشنگه قیمت وسایلی که تو ویترینه قشنگ تره

اینم نمایی از پاساژ کاپری


پاساژ خاله سوسکه تا جایی که سنم قد میده میتونم بگم قدیمی ترین پاساژی هست که یادم میاد! اسمش خیلی بانمکه این پاساژ فلکه کاخ واقع شده میشه گفت خیاط پسندهالبته بگم وسایل تزیین جشن هم داره

این پاساژ هایی بود که در راستای خیابون شالیکوبی واقع شده

پاساژ وارکانا هم که بین خیابون کاخ به شهرداری جنب پارک شهر واقع شده که تازه تاسیس هم هست  یکی از پاساز های جالبه که ما میریم و همیشه شلووغه یادمه چند سال طول کشید ساختش چون هروقت رد میشدیم از اینجا دور تا دورش رو پوشنده بودن و کارگرا مشغول کار بودن البته یه قسمتش روزنه بزرگی داشت وقتی رد میشدی میشد داخلش رو ببینی من یه بار داخلش رو نگاه کردم یاد یه فیلم افتادم تصور کنین یه گودال عمیق که مثه دره بود  و پر از ماشین های سنگین و ابزار ساختمان سازی

پاساژ شیرنگی هم که پاساژ فرش فروشاس یعنی اغلب مغازه هاش برای فرشه که دو تا در ورودی داره  یه ورودی  اون سمت شهرداریه ورودی  دیگه اش سمت خیابون بهشتی , در تصویر زیر پاساژ شیرنگی سمت چپه

اینم نمایی از فلکه شهرداری به سمت فلکه ولیعصر

پاساژ های خیابون شهرداری پاساز قدس و بازار امامه که معروفترینشونه .

پاساژ نگین و پاساژ ثامن تو خیابون سرخواجه هستن .

از سرخواجه رد میشدیم المان دوچرخه رو دیدیم گفتم تصویری هم از این المان بذاریم براتون


خوب اینم یه معرفی کلی از پاساژ های معروف گرگان , امیدوارم اومدین گرگان این پست کمک بزرگی برای خرید کردنتون باشه