رعنـــــــــــــــا
سلااااااااااااااااام
به دوستان وبلاگی خودم خخخخخ میدونم از دستم شاکین خخخخخخخخخخ ببخشیددددددددددددددددددددددددددددد دیگه 
اول از همه هم اینکه زلزله بوشهر رو که باعث شد شماری از هموطنای عزیز رو از دست بدیم تسلیت میگم
از همه دوستایی که تواین مدت نبودم تولدشون بوده معذرت هم میخوام تولدشونو تبریک میگم نگارررر تولدت مبارررررررررررک البته 19 فروردین بود ولییییییی بازم معذرت
ولییییییی خدایییی اعتراف کنین ها دلتون دیگه واقعا تنگ شده بود هرچنددددد به رو خودتون نمیارین ولی من خود بدانم که دلتان قد سوراخ جوراب مورچه شده بود
خخخخخخ
دوستان منو ببخشینننننننننننننننننننن تا 11 خرداد همینقدر کمرنگ هستم چون تا 11 خرداد امتحان دارم
چون 11 خرداد دیگه امتحان دانشگاه تموم میشه دوباره بر میگردممممممم اما تو این مدت هم پست میذارما ولی یکم کمرنگ ترم
وایییییییییییییییی اولین سال که من تو عمرم تولدم امتحان ندارم 
امروز هم پست میزنم هم نظراتو تایید میکنم هم به همه دوستان سر میزنم

















.یه روز که مامان و بابام سرکار
بودن.رفتم کنار چراغ نفتی ببینم چطور این وسیله ما رو گرم میکنه
تصمیم گرفتم که با استفاده از نبوغ خودم اتاقمو گرم کنم.
رفتم
۱کاغذ A4 برداشتم کردم تو چراغ نفتی تا روشن بشه و ببرم تو اتاقمو از
گرماش استفاده کنم
)ولی متاسفانه خوب نشد نبدانم چرو؟
.کل فرش علاوه بر سوختگی به رنگ سفید دراومد
.وقتی
بابام اومد خونه به خاطر این کار فوق هوشمندانه
بابام کلی بهم خندید و بدوم
هیچگونه خوردن کتک به آغوش خانواده بازگشتم.


فقط يك لبخند براي آغاز يك روز خدايي كافيست...