روز دختر مبارررررررررررک

ولادت حضرت فاطمه ی معصومه(س)مبارک

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام چطورین دوستان

دوستان عشق یعنی

قرمه سبزی مامان پز + سبزی پلو باقالی + سیب زمینی سرخ کرده


دوستم میگه اینو میبینه یاد من میوفته

میگم  خدمت شما سوالی داشتم

آیا نميشد اون همه خواثيط!(خاصيت) كه تو شلغمه تو چيپس و پفك بود؟!مسئولین پاسخگو باشین


نظرﺗﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﻦ و وب من  ﭼﯿﻪ ؟

۱- ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﻢ

۲- خیلی ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﻢ

۳- ﻋﺎﻟﯿﻢ

۴- ﻓﻮﻕ اﻟﻌﺎﺩﻩ ﺍﻡ

۵- ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺍﺭﺩ

تورو خدا ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺷﯿﺪ ، ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﭘﺬﯾﺮﻡ اصا تعارف نکنین راحت بگین


آقا میدونید چه کسانی واسه رسیدن مهر ماه لحظه شماری میکنن؟نمیدونید.میگم
1)کلاس اولی ها
2)دانشچویان جدیدالورود
3)دوستان همیشه حاضر در روز اول کلاس
حالامیتونید بعدازیافتن افرادی که دارای همچین شرایطی هستن
 را مورد ضرب وشتم قرار دهید چماق منم هست  خلاصه





روز دختر مباررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررک

خداوند لبخند زد
دختر آفریده شد!
لبخند خدا روزت مبارک

بار دیگر شهری که دوستش می داریم : گرگان

سلاااااااااااااااااااام

خوب  این مسابقه هم تموم شد یعنی تا امشب 12 شب برای ثبت نام وقت هست اینم اخرین پست این مسابقه که تو این وبلاگ میزنم

دلم تنگ میشههههههه واسه مسابقه


     شمارهاي پایین را انتخاب كنيد
Ctrl + F
را بزنيد بعد
شماره ی 9 را بزنيد حالا
Ctrl + Enter
را بزنيد

6666666666669966666666666666666666666666666666666666669966996666666666666666996666
6666666666996666666666666666666666666666696666666666996699666666666666666666996666
6999966699666666666666669996666669996666969666666666699666666666996666666666996666
9966996669966669966666996666666699699666666699666666669966669966669966666666996699
6666999999966669966666699666699999999999999999666669999999999966666996669966999999
6666666666666666996666996666996699669966666666666996666669969966699666699666666996
6666666666666666669999666699966669996666666666999666666666666669966666996666666666

666666666666666666669966666666666666666666666666666666666666666666666666666666666666
666666666666666666669966669966666666666666669666666969666666666666666666666666996666
666699666666666666669966666996666666666666969666666666666666666666666669996666669966
669969966996666699669966666669966666666666666666699666996666666699666996699666666699
999999999996666996669966666996666699666669999999999999999999999999666669999666669966  996666696966669966669966699666666699666669966666666666666666666666666666996666996666
996666666666999666666666666666666669999999666666666666666666666666666999666666666666

انصافا خیلی چیزا در مورد گرگان فهمیدیم خوشحالیم خیلی خوشحال در کنار مشکلاتی که گرگان داره زیبایی هایی داره ما خواستیم زیبایی هایی که گرگان داره رو به بازدید کننده هایی که از شهر های دیگه میان نشون بدیم البته به قول یکی از دوستان گرگانی  حرف زدن در مورد گرگان تاریخش  در قالب چند پست نمی گنجه خیلی حرفا ها هست ممنونم از همه شما دوستان و همه دوستانی که ما رو کمک کردن


به  امید داشتن هیرکانی صدچندان زیباتر از قبل و ایرانی زیبا تر


اینم موسیقی عروسی گرگانی ها  کار استاد طاهری ممنونم از ایشون واسه کار زیباشون


موسیقی عروسی گرگانی ها

راستی دوستان این وبلاگ بعد از مسابقه به روال قبل خودش بر میگرده

"ممد خرتو" قسمت دوم




سلامی دوباره

تو پست قبلی اطلاعاتی رو که کم و بیش از ممد خرتو میدونستیم  رو گفتیم, همینطور میدونین اسمش رو از جشنواره جیجو شنیده بودیم اما دلم میخواست بیشتر در موردش بگیم برای همین منو فاطمه خیلی پرس و جو کردیم تا اینکه مطلع شدیم آقای  شریف موسوی سراینده شعر های ممد خرتو هستن ,بعد به ایشون زنگ زدیم از اونجایی که سفر بودن گفتن 12 شهریور میان برای همین صبر کردیم تا امروز.

واسه خودمم سوال بود" ممد خرتو " یعنی چی ؟ آقای شریف موسوی گفتن ممد خرتو مثه یه پرچمه مثه درفش کاویان, شعر های " ممد خرتو" پر از پیامه مثه یه ناجی .یه افسانه اس مثه خیلی از داستان ها مثه کاوه اهنگر .

در دوره ساسانیان عرب ها به گرگان حمله کردند و دیوار گرگان که بزرگترین دیوار دفاعی جهان بعد از دیوار چین  به حساب میومده مانع ورود دشمن به خاک گرگان میشده .گفته شده که دشمنان مدتی پشت دیوار دفاعی مونده بودن و راهی برای نفوذ نداشتند  دکتر ستوده پدر تاریخ ایران که در حال حاضر 100 ساله شونه نویسنده کتاب " از استارا تا استرآباد ", که کتاب سال شناخته شده , از مردم گرگان میخواستن که قدر دیوار گرگان رو بدونین که اهمیت این دیوار از دیوار چین هم بیشتره . در کتاب ایشان آمده بود که دشمنان هرکاری میکردن که از دیوار عبور کنن ولی نمیتونستن , زیر دیوار ها خندق هایی بوده که درونش آب جمع شده و این آب از دریای گمیشان شروع و از پشت جنگل گلستان و جنگل درازنو میگذرد و به دریای خزر ختم میشود . یزید ابن محرب (فرمانده دشمن) با هر حقه ای میخواست از این دیوار عبور کند . " آسیاب هفت سنگ " نوشته آقای دکتر پاریزی باستانی ( نام کتاب برگرفته شده از آسیابی کنار سد نومل که هفت سنگ داشته ) در این کتاب آمده که یزید ابن محرب دستور داد با هر نیرنگی دروازه بان را بخرند تا دروازه ها بازشود وگرنه به هیچ وجه نمیتونستن از دیوار عبور کنن . متاسفانه در باز شد دشمن وارد خاک شد, گرگان یا استرآباد در آن زمان 500 هزار نفر جمعیت داشت که 450 هزار نفر کشته شدند و با خون گرگانی ها آسیاب هفت سنگ را حرکت میدادند.

وقتی به گرگان حمله شد مردم تصمیم گرفتن گویش جدید اختراع کنند تا به صورت رمزی صحبت کنن . بدین ترتیب گویش گرگانی شکل گرفت; در آن زمان شعر های ممد خرتو وضع نابسامان مردم را در زمان حمله اعراب در دوره ساسانیان به گرگان, بیان میکنه

ممد خرتُو فردا اَفتُو ( افتو کن یعنی خورشید طلوع کن  که نماد آزادیه)
خورشيد خانوم اَفتُو كن - يه مشت نخود  پر تو كن (نخود پرتو منظورش غذا ندارن غذا میخواد)
ما بِچه هاي گرگيم - از سرمايي بَمِرديم
دِقِ دِقِ دِق مِلَرزيم( یعنی به خاطر فقر و فشار ناشی از جنگ )
...از شاخ بز مِتَرسيم
شاخ بز بَر كمرم - شيپيشا دورِ سرم (شاخ بز همون سلاح جنگی دشمن و شپش ها منظور همان دشمن که با بیان شپش, خواسته دشمن رو تحقیر کنه )

این شعر ها وضعیت مردم رو در زمان جنگ بیان میکنه . من خودم در پست قبل زیاد اطلاعاتی نداشتم فکر میکردم ممد خرتو یه شخصیت شفت و ساده و دیوانه بوده اما الان میفهمم که ممد خرتو کی بوده .

آقای شریف موسوی میگفتن در زمان قدیم بچه ها شعر های ممد خرتو رو میخوندن, حتی خود آقای شریف موسوی تعریف میکرد که با بچه های هم سن خود جمع میشدند و یک چوب را میگرفتند, کتی به آن میپوشاندند و کلاهی به سر آن میگذاشتند و کسی که قد بلند تر از همه بود چوب را میگرفت سپس به در همه خانه ها میرفتند. آقای موسوی میگفت حتی یک خونه رو هم جا نمیذاشتند و به بچه ها خوراکی میدادن .

جالب اینجاست که حتی بچه ها این شعر رو میخوندن که بارون بند بیاد, تعجب کردین؟! من خودمم تعجب کردم حتی چند بار پرسیدم بارون بند بیاد یا نه بارون بیاد؟ گفتن در قدیم گرگان اینقدر بارون میومده, به اصطلاح میگفتن بارونش علف کش (علف رو از خاک بیرون میکشه) همش گل و لای بوده و بچه ها که بازی میکردن گل و لای اذیتشون میکرده و به ستوه میومدن برای همین شعر ممد خرتو رو میخوندن

در آخر هم آقای شریف موسوی لطف کردن شعرشون رو در اختیار من گذاشتن و با اجازه ایشون تو وبلاگم بذارم که به زودی میذارم .

بخشی شعر اقای شریف موسوی


بارش بیشتر از چِل روزه که داره مُباره                       چِل کاف پِیر و مارم , شاید اَفتو بیاره

بِچّه های شازده قاسم دیروز کاری کرده ان               که اَفتو  از دل و جان , نُورشو فردا مُباره

مِمّد خیرتو راه انداختن , رِِسم گُرگانِ قدیم                کز خدا بُخوان , کنار بِذاره این بارِشاره

قُرعه کِشیدن , تا نام هرکسی آمد بیرون                  با کُت و کُلاه اون , آدَمکی در بیاره

بالا چُوبا گذاشتن , اون کت و با شال و کُلاه               بالا دوشِ اُون گذاشتن بارِ فرهنگِ ماره

مَمّد خَرتو  زِنده شد و رو دستا شُد سُوار           راه افتاد و گفت بیایین پشتِ سرِاین سُواره


امروز موقع برگشتن داشتیم با دوستم صحبت میکردیم گفتیم چرا همه شهر ها لهجه خودشونو حفظ کردن و اغلبشون با لهجه خودشون صحبت میکنن اما تو گرگان کم دیده میشه کسی با لهجه گرگانی صحبت کنه اینم اجحافی در حق لهجه گرگان .خودمم متأسفانه تا قبل این مسابقه زیاد آشنایی نداشتم اما الآن شناختی نسبی پیدا کردم و خوشحالم .


از دوستانی هم در این راستا کمک گرفتیم از آقای نصیبی و خانم راحمه شهریاری هم تشکر میکنم که کمکون کردن و همچنین آقای شریف موسوی که وقتشونو در اختیار ما گذاشتن .

سینما ملن رژ  سابق (عصر جدید کنونی )

سلااام  دوباره

امروز داشتیم از خیابون  5 آذر رد میشدیم که سینما عصر جدید خورد به چشممون , یه جا شنیده بودم اسمش ملن رژه  یه اسم فرانسوی! چرا یک سینما در گرگان به اسم فرانسوی بوده ؟برای همین تصمیم گرفتیم در موردش بنویسیم; رفتیم دم در سینما از شانس خوب ما پیرمردی اونجا بود که خودشو معمار این سینما معرفی کرد کلی خوشحال شدیم حتی گفت جنگ جهانی  دوم رو هم یادشه ,مسئول سینما و مسئول فروش بلیط و این معمار کلی اشتیاق داشتن که به ما کمک کنن .

آقای مختار جواهری (معمار ساختمان سینما) گفتن صاحب زمین آقایی به اسم پاینده بوده که الان در قید حیات نیست زمین در آن زمان به فردی به اسم اِوانِس فروخته شده , اِوانِس فردی ارمنی بود که زمین رو خرید با هدف ساخت سینما .این سینما در دهه 40 ساخته شد. اقای جواهری میگفت اون زمان این سینما یکی از بهترین سینما های گرگان بوده و کلی شلوغ میشده و دسته دسته مردم میومدن.

ایشون اقای جواهری هستن

میشر برادر اوانس بود  که این دو در کنار سینما مهمانخانه ای درست کردند ( که الان رستوران اکبر جوجه شده )


در آن زمان اسم سینما ملن رژ بوده با اینکه اسم ملن رژ به عصر جدید تغییر کرده اما هنوزم خیلی ها این خیابانو به ملن رژ ( منرج) میشناسن. آقای  جواهری گفت  ملن رژ هم به اتیش کشیده بودن, البته گرگان 4 تا سینما داشت که در حال حاضر فقط دو تای اون باقی مونده

زمانی که منتظر بودیم تا آقای جواهری بیاد و از ایشون عکس بگیریم  فرصتی شد تا از سینما  عکس بگیریم حتی به ما گفتن برین آخرای فیلم  اون سانس رو ببینین 10 دقیقه دیگه فیلم تموم میشه و چراغای داخل سالن روشن, بعد میتونین عکس بگیرین تا آقای جواهری هم بیان ما هم رفتیم  10 دقیقه ای داخل سالن نشستیم .

اینم داخل یکی از سالن های  سینما



اینم تصویری تو کتاب بود که با اجازه خودشون میذارم

اتیش گرفتن رستوران ملن رژ


یه سری زدیم به بافت های تاریخی گرگان


سلامی دوباره به خواننده های عزیز حالتون خوبه ایشاالله؟

امروز قرار بود طبق روال همیشه با فاطمه بریم دنبال عکس گرفتن و به قول رعنا گفتنی گرگان گردی ( و به قول دوستان وقتی  رعنا و فاطمه مارکوپولو میشوند) مثل همیشه من رفتم سمت خونه فاطمه اینا ,از اونجایی که برنامه خاصی نداشتیم گفتیم بریم جایی بشینیم, داشتیم فکر میکردیم که کجا بریم کجا نریم  در یک تصمیم ناگهانی گفتیم بریم دانشگاه خودمون ,دانشگاه واقع در خیابان بهشتی (جامع گلستان), یکم تو پارکش نشستیم بعد قرار شد بریم یکم از بافت های قدیمی گرگان دیدن کنیم و عکس بگیریم تا خواننده های وبلاگمون که از جای جای ایران میان هم در گرگان گردی ما سهیم باشن برای همین اول رفتیم یه بستنی بخوریم که حال و جون برای راه رفتن داشته باشیم (البته جای شما دوستان خالی تو گرما میچسبه ) خلاصه وارد نعلبندان شدیم تا بریم سمت میراث فرهنگی , چون میخواستیم با خیال راحت عکس بگیریم بهتر دیدیم که مجوزش رو بگیریم تا دیگه مشکلی پیش نیاد, خدا رو شکر به سرعت مجوز رو گرفتیم البته یکی از دوستان قول دادن  مطالبی رو در اختیارمون بذارن انشالله فردا  براتون میذاریم  یه سری تصاویر هم گرفتیم  اونم انشالله اماده شد در  همین پست میذاریم.

راستی میراث فرهنگی همون خانه شیرنگی هاست و خانه تقوی هم کنار همین ساختمون هستش


اینم تصویری از کتابخونه ای که  رفتیم .



بعد نوشت: خوب اینم ادامه این پست که قول داده بودیم  خلاصه ما طبق گفته خانوم خیر خواه امروز دوباره رفتیم پیش ایشون مطالب و عکس هایی رو در اختیارمون گذاشتن, البته لازم بذکره که بیشتر عکسا رو خودمون گرفتیم

این در ورودی خونه تقوی هاست





ساختمون های تاریخی که وجود داره خانه باقری ها ,خانه خراسانی ها ,خانه امیر لطیفی ,خانه کبیر, مجموعه شیرنگی و کنسولگری روس ها (باغ روس ها) ;بین عکس هایی که  از  میراث فرهنگی گرفتیم چند تا عکس بود خوشم اومد که میذارم براتون

یه سری محلات به خاطر تجمع افراد یا یک صنفی و نام افرادی شکل گرفته مثلا دباغان یا تقوی ها و نعلبندان

چون میخواستیم بیشتر تصاویر از خودمون باشه فقط چهارتا از تصاویری که  از کتابخونه گرفیتمو گذاشتم  








بازار نعلبندان هم هست که دوره بچگی خیلی دوست داشتم البته بگما هنوزم دوست دارم این بازار رو , بچه بودم به عشق خریدن جوجه هایی که  اهالی روستا به  کنار درهای ورودی نعلبندان میاوردن و  میفروختن بازار میومدم ;چه جوجه هایی! الان گاهی میارن , اتفاقا با فاطمه دیدیم ,منم که عاشق جوجه واییی خرگوشم بوددد .حیف از سنم خجالت کشیدم وگرنه یه خرگوش و جوجه میخردیم البته از مامانمم میترسم 



بافت گرگان كه در حال حاضر130 هكتار آن باقي مانده است داراي آثار وابنيه قديمي متعلق به دوران صفويه ، زنديه ومخصوصاً وابسته به معماري سبك دوره قاجاريه است . در ساخت وساز بافت قديم گرگان عواملي مثل آب، خاك، تابش نورخورشيد، وهمچنين عوامل اجتماعي و فرهنگي نقش بسزايي داشته است . استراباد قديم توسط بارويي بطول 6 كيلو متر محصور بوده وبر نقاط مختلف اين بارو وبه فاصله هاي معين برجهايي قرار داشت كه درآنها قراولان از شهر حفاظت مي كردند . در حاشيه بيروني خندقي عميق حفر شده بود كه از خاك آن باروها را بنا كرده بودند.1

خلاصه وقتی مطالب رو گرفتیم از نعلبندان اومدیم بیرون ,نخود نخود هرکه رود خانه خود دیگه ظهر شده بود و گرسنه هم بودیم برگشتیم خونه دلی از عزا در آوردیم




  بافت قديم گرگان در سال 1310خورشيدي به شماره 41 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد.

1.منبع میراث فرهنگی

استراباد از يك بخش حاكم نشين درجنوب شرقي بافت قديم شهر برخوردار بوده وبر اساس مستندات تاريخي، از اواخر دوره قاجار امارت كاخ سلطنتي قاجار، سبزه ميدان يا ميدان توپخانه ، ديوانخانه آقا محمد خاني و ديگر فضاهاي سكونتي اعياني و حكام شهر دراين قسمت قرار داشته است. استرآباد از اواسط دوره قاجاريه توسط عواملي چون آتش سوزي،سيل ، زلزله ، قحطي ،بيماري و... رو به ويراني رفت ولي در اوايل حكو مت پهلوي اول با شروع ساخت و ساز در بافت رونق گرفت ولي درآغاز نهضت خيابان كشي هاي ابتداي قرن حاضر و ايجاد فلكه شهرداري مجدداً دستخوش تخريب جدي شد وپس از دخالتهاي كالبي فضايي انجام شده در كل پيكره شهر و جانشيني فلكه شهرداري بجاي ميدان توپ خانه در جنوب كاخ آقا محمد خان بر زميني كه از تخريب ديوار قديمي شهر بدست آمده بود ( كتابخانه عمومي شهر) سازمان فضايي كالبدي ارگ حكومتي شهر را دگرگون نمود. انتقال مركز حكومتي متمركز شهر كه از عمارت علي قاپو و توپخانه و ديوانخانه و... برگرد يك ميدان بنام سبزه ميدان سازمان يافته بود به نوار خدماتي حاشيه خيابان كاخ و فلكه شهرداري با جانمايي عمارت پست ، دارايي ، شهرباني ودادگستري در امتداد خيابان كاخ وشاهرود و هتل ميامي سابق شهرداري و بانك ملي در پيرامون فلكه جديدالحداث به همان سبك وسياق ودانشكده منابع طبيعي ادارات كشاورزي ، آب و برق، راه وترابري، بانك صادرات ،‌آموزش وپرورش، سينماها و... كه هركدام ساختارخدمات عمومي شهر را مي سازنند در كنار خيابانها قرار گرفتند.

این مطالب از  میراث فرهنگی گرفته شده

رعنا باز میگرددد

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام بر دوستان عزیز بنده


در این پست تولد پروای عزیز رو تبریک میگم پروا جان تودت مبارک باشه

ایشالله به همه ارزو هات برسی

همچنین اقا حسین تولد شما نیز مبارکا باشه ایشالله به ارزوهات برسی

باران عزیز (هفت اسمانه )  تولد شما نیز مبارکا باشه ایشالله هرچی ارزو داری براورده بشه 

همیشه شاد باشین بخندین

اول از فاطمه تشکر کنم بابت جواب دادن به نظرات تاییدشون فاطمه دوستم مرسینیگاه فاطمه اشک شوقه

و بازم تحت تاثیرم اینم اشک شوق چقد به یادم بودین ممنانم ممنان

و اینکه ایشالله از فردا مسابقه رو ادامه یدهیم  با فاطمه

4 ام رفتیم تهران از اونجا رفتیم کاشان امتحان دادم  امتحان بدک نبوددددد.  امتحان که تموم شد رفتیم فین کاشان  بعد هم حرکت به سمت قم یک شب قم موندیم و برگشتیم گرگان  امروز 8 ام ساعت 3 صبح رسیدیم  تا ساعت 2 ظهر خواب بودم

اخر همه اینا هییییییییییییییییییییییییییجا شهر خود ادم  و هیجا خونه خود ادم نمیشهههههههههههه

چند تا عکس هم از سفرم اماده کردم میذارم ادامه مطلب



ادامه نوشته

من نیستم چند روزی

سلااااااااااااااااااااااااااام

دوستان عزیز  خوبین خوشین سلامتین؟ خوب من از امروز نیستم  فردا شب دارم میرم امتحان دارم یه شهر دیگه میدونم الان همه ناراحت شدین دیگه چاره ای نیست با ید بسوزینو بسازین ایشالله 8 ام برمیگردم اگه زنده باشم  البته فاطمه هست نظراتتون رو تایید میکنه جواب میده دو تا وصیت دارم  اول , دومی رو میگم که مهمتره

1.  هوای دوستمو داشته باشین

2. بعد اینکه  برای پست های مسابقه ام نظر بذارین من اعصاب مصاب ندارماا چماق منو فراموش نکنین الان مسابقه اس جلو چشم چهار تا داور( سلام مخصوص خدمت داورای محترم ما ارادت داریم ) بده زشته چماق به دست شم پس خودتون با دست مبارک نظر بذارین

برگردم دوباره با فاطمه میریم برای  مسابقه  وبلاگ نویسی مطلب جمع کنیم


اها راستی واسه امتحانم دعا کنین 


خوب دیگه من بروم خداحافظ همه دوستان البته بگما شما سر بزنین نه که  نیایین ها


پاساژ خاله سوسکه و پاساژ های گرگان

سلااااااااااااااااام

امروز داشتیم با فاطمه از سمت شالیکوبی میرفتیم شهرداری یدفعه یادمون افتاد دوستان گفته بودن از پاساژ هایی که هست صحبت کنیم نمیدونم از کدوم یکی شروع کنم خوب بذارین از خیابون شالیکوبی شروع کنم خوب الحمدالله چیزی که پره تو گرگان پاساژه اما خوب بعضی پاساژ ها از نظر من جالبن یه پاساژ دیگه شاید از نظر فرد دیگه ای جالب باشه خلاصه بگذریم داشتم میگفتم پاساژ های زیادی تو گرگان هست . از پاساژایی که میتونم بگم پاساژ کوروش هست که تقریبا نرسیده به سازمان اب میشه که بیشتر قطعات کامپیوتری ایناس و تجاری محسوب میشه ,پاساژ مروارید هم که کمتر کسی هست که نشناسه پره از لوازم لوکس میشه گفت پاساژ یا همون برج مروارید خیلی جوون پسنده 

  یکی دیگه پاساژ مرجان که دقیقا عدالت 16 یعنی شالیکوبی واقع شده  که یادمه بچه بودم جای پاساژ مرجان یه فروشگاه بود که چقدددددد خوراکی میخریدیم  ازش , زمان بچگی!  از مامانم پرسیدم اسم فروشگاهه چی بود گفت فروشگاه هروی بغلش هم یه جیگرکی بود  !

پاساژ صدرا که بین عدالت 14 و 16 واقع شده این پاساژ و پاساژ مرجان از پاساژ های جدید محسوب میشن.

 پاساژ لاله زاری  که هم ساختمون پزشکی محسوب میشه هم تجاریی که از پاساژ های قدیمی تو گرگانه که تقریبا عدالت 8 میشه.

پاساژ قابوسیه که میشه نام برد پارچه ها و لباسهای خوبی داره که اینم تجاری محسوب میشه ,تازه جدیدا هم انتهای اون یه پارچه فروشی پارچه هاشو حراج کرده تقریبا 3 , 4 بار رفتیم اونجا , آهای گرگانیای عزیز اگه نمیدونسین حالا بددویین برین که شاید بتونین پارچه مورد نظرتونو با قیمتی کمتر اونجا پیدا کنین.

  پاساژ مرسل که پر از فروشگاههای لباسه یه قسمتش هم مغازه های شال و روسریه که باید ببینین نزدیکای عید چه غلغله اس ایضا باید اضافه کنم که طبقه اول این پاساژ هم مغازه های قطعات کامپیوتری و خرید و فروش کامپیوتر ایناس.

پاساژ های آریا, آپادانا و امیر کبیر هم جزو پاساژ های جدید هستن .

همینطور که میرفتیم رسیدیم به پاساژ کاپری , که به نظرم خیلییی باحالههههههه  البته باید بگم پاساژ کاپری که جدید ساختن , قبلا سینما بوده سینما کاپری تقریبا 35 سال پش آتیش سوزی شده بود , 29 سال هم ساختمون سینما به همون صورت مخروبه باقی موند یادمه 7 یا 8 سالم بود کلاس زبان میرفتم سینما کاپری نبش همین خیابون بود من همیشه میدیدمش , هنوزم به وضوح یادمه ! اما از سال 82 تصمیم به ساختش گرفتن الان تبدیل شده به یه پاساژ فرهنگی تجاری که به نظرم واقعا شیکه و ویترینش خیلی باحاله هرچند باید بگم هرچقد ویترینش قشنگه قیمت وسایلی که تو ویترینه قشنگ تره

اینم نمایی از پاساژ کاپری


پاساژ خاله سوسکه تا جایی که سنم قد میده میتونم بگم قدیمی ترین پاساژی هست که یادم میاد! اسمش خیلی بانمکه این پاساژ فلکه کاخ واقع شده میشه گفت خیاط پسندهالبته بگم وسایل تزیین جشن هم داره

این پاساژ هایی بود که در راستای خیابون شالیکوبی واقع شده

پاساژ وارکانا هم که بین خیابون کاخ به شهرداری جنب پارک شهر واقع شده که تازه تاسیس هم هست  یکی از پاساز های جالبه که ما میریم و همیشه شلووغه یادمه چند سال طول کشید ساختش چون هروقت رد میشدیم از اینجا دور تا دورش رو پوشنده بودن و کارگرا مشغول کار بودن البته یه قسمتش روزنه بزرگی داشت وقتی رد میشدی میشد داخلش رو ببینی من یه بار داخلش رو نگاه کردم یاد یه فیلم افتادم تصور کنین یه گودال عمیق که مثه دره بود  و پر از ماشین های سنگین و ابزار ساختمان سازی

پاساژ شیرنگی هم که پاساژ فرش فروشاس یعنی اغلب مغازه هاش برای فرشه که دو تا در ورودی داره  یه ورودی  اون سمت شهرداریه ورودی  دیگه اش سمت خیابون بهشتی , در تصویر زیر پاساژ شیرنگی سمت چپه

اینم نمایی از فلکه شهرداری به سمت فلکه ولیعصر

پاساژ های خیابون شهرداری پاساز قدس و بازار امامه که معروفترینشونه .

پاساژ نگین و پاساژ ثامن تو خیابون سرخواجه هستن .

از سرخواجه رد میشدیم المان دوچرخه رو دیدیم گفتم تصویری هم از این المان بذاریم براتون


خوب اینم یه معرفی کلی از پاساژ های معروف گرگان , امیدوارم اومدین گرگان این پست کمک بزرگی برای خرید کردنتون باشه


هم اندیشی

سلاام

امروز جلسه هم اندیشی وبلاگ نویسان بود که برای بهتر و هر چه تمام تر برگزار شدن جشنواره وبلاگ نویسی از وبلاگ نویسان که ثبت نام کردن دعوت به عمل اومد , به ما نیز از طریق اس ام اس و کامنت اطلاع رسانی شد.


جلسه امروز ساعت 19 در  صحن شورای شهر گرگان که واقع در فلکه شهرداری بود برگزار شد. ما هم که  خیلیییییی استقبال کردیم از این ایده. ما ساعت 18:20 رسیدیم فلکه شهردای از اونجایی که یکم زود اومده بودیم  گفتیم کجا بشینیم ؟ صندلی های  داخل فلکه شهرداری  رو دیدیم رفتیم  اونجا  نشستیم تا ساعت 7 بشه ما بریم هم اندیشی ,نشستن همانا بارون گرفتن همانا , این نشستن به ما نیومده بود


اینم تصویری از فلکه شهرداری که نشسته بودیم

خلاصه بلند شدیم رفتیم سمت صحن شورا کمی منتظر موندیم کم کم وبلاگ نویسان عزیز هم اومدن هرچند تعداد عزیزان کم بود من انتظار داشتم خیلی بیشتر باشن ولی مراسم خوبی بود همه تجریبات ,پیشنهادات ,نظرات و انتقادات خودشونو بیان کردن من و فاطمه هم حرفامونو زدیم  در همان ابتدا از وبلاگنویسان خواسته شد خودشونو معرفی کرده انتقادات و پیشنهاداتشونو بیان کنن. 


 نظر منو فاطمه این بود که چقدر خوب میشد سطح بندی میشد یعنی رده سنی میذاشتن تا یه جوون تو رده خودش رقابت کنه و مثلا یک دکتر میانسال با افراد هم دوره خودش... و اینجوری جوونها و دوستای هم سن و سال ما که بخاطر ناامیدی از کسب امتیاز در مقابل رقبای بسیار باتجربه ترس از شرکت در مسابقه رو دارن انگیزه بگیرند و شانس و استعداد خودشونو امتحان کنند, بعدم اینکه  من هدفمو گفتم اینکه دلم میخواد شهرم گرگان رو به همه دوستانی که از نقاط مختلف ایران به وبلاگم میان معرفی کنم ,فاطمه هم به نوبه خودش از مسئولین خواست که به عنوان یک جوون حامی و دوستدار شهرش امکانات گرگان رو بیشتر کنن تا علاوه بر دارابودن جاذبه های طبیعی از لحاظ گردشگری هم پیشرفت و رونق بی نظیری پیدا کنه به امید داشتن هیرکانی صدچندان زیباتر از قبل.



خرس چشمه +کوه

سلاااااااااااااام

الان فکر کنم نزدیک 5 ساعت میگذره که از کوه اومدم  با اینکه کلی با گروه پیاده روی کردیم اما اصلا احساس خستگی نمیکنم تازه کلی انرژی گرفتم هوای جنگلش فوق العاده تمیز بود. خوب بریم سراغ گزارش امروووووووووووز


اخه صبحه جمعه واسه خوابهههههههه

ولی از اونجایی که ورزشکارم و سحر خیز بیدار شدممم

همونطور که دیشب گفتم امروز ساعت 6:30 صبح فلکه ولیعصر قرار داشتیم گروه های کوهنوردی روزهای جمعه تو فلکه ولیعصر جمع میشن تا با اتوبوس مخصوص ناهار خوران و یا ماشین برن به سمت بالا برای همین صبح جمعه فلکه ولیعصر پر از مشتاقان ورزش و پیاده روی و کوهنوردیه.

منم که سرخیززززز ساعت 6 بیدار شدم  البته بگم یکم دیر رسیدم  مورد خشم  قرار گرفتماتفاقا یه عکس از صبح جمعه خیابون ولیعصر گرفتم تا مقایسه کنیم با یه روز عادی

ولیعصر روز عادی



اما امروز صبح جمعه ساعت 6:40  البته بگم ها فلکه پر بود از گروه هایی که میخواستن برن کوه نگاه نکنین خیابون اینقد خلوته ون ها و اتوبوس دور فلکه ایستاده بودن



خلاصه اتوبوس راه افتاد رفتیم از تپه نور الشهدا بالا به اندازه دو ساعت پیاده روی کردیم رسیدیم به یه چشمه طبیعی از یکی از اعضای گروه پرسیدم  اسم اینجا چیه گفت خرس چشمه منم با چشمای گرد شده نگاهش کردم گفت نترس بابا خرس نداره !!!

فکر کنم خرس رو تو چشمام دید که گفت نترس من که خرسی ندیدم اونجا پس چرا اسمش خرس چشمه بود اخه

  کتری رو پر اب کردن  تا بساط صبحانه رو اماده کنیم دوستان همچی اورده بودن مجهز به ابزار کوهنوردی بودن  اتیشی به پا کردن  البته منم چند تا هیزم جمع کردم صبحانه رو خوردیم  اتیش به پا کردن برای چایی اتیشی , میتونم بگم حررررف نداشت


این تصویری از  چشمه ( خرس چشمه)


اینم تصویری از اتیش و کتری

صبحونه که خوردیم چند نفر خسته بودن برای همین ما اونجا موندیم چند نفر دیگه  گفتن ما میریم بالاتر تا موقع ناهار برمیگردیم خلاصه اونا رفتن ما چند نفر مون موندیم اتیش رو یکم درست کردیم منم یه عالمه هیزم جمع کردم دوباره کتری رو پر اب کردم یه همچین ادم فعالی هستمااا


بقیه گروه اومدن  بساط ناهار رو به پا کردن که شامل املت اتیشی بود و  غذای بقیه دوستان اورده بودن غذا خوردیم کمی استراحت کردیم  یکم صحبت کردیم اتفاقا یکی از افراد گروه یه قارچ پیدا کرده بود  اسمش گانوادرما بود که میگفت خاصیت دارویی داره و ضد سرطان هم هست البته میگفت قارچ هایی هستن که شبیه این قارچن  و ممکنه نتونین  تشخیص بدین برای همین خیلی باید دقت کنین و اینکه رو درخت خاصی رشد میکنه و و این قارچ ساقه خاصی داره.

گانوادرما


خوب ناهار رو که خوردیم کمی استراحت کردیم دوباره حرکت کردیم به سمت پایین و برگشتیم به ناهار خوران البته موقع گذر از جنگل چند تا عکس گرفتم  که میذارم ببینین.






البته لازم به ذکره بگم کار قشنگی که گروه انجام داد این بود که همه زباله ها رو جمع اوری کردن و اتیش رو خاموش کردن شاید به نظر کار ساده ای بیاد ولی هر فردی زباله هایی رو جمع کنه کمک بزرگی به تمیز بودن فضای سبز  میشه حالا چه گرگان یا هرجای دیگه ای فضای سبز نعمتی بزرگه  که خدا در اختیار ما بنده هاش قرار داده امانتی پیش ماس چطور یه کتاب به دوستمون امانت میدیم دوست داریم صحیح و سالم تحویلمون بده خدا هم همین انتظار رو از بنده هاش داره

به امید گرگانی بهتر

خوب دوستان برین بخوابین دیگه منم خوابم گرفت ای بابا


معرفی وبلاگ

سلاام به دوستان عزیز به وبلاگ زیر سر بزنید  تازه وبلاگشون رو درست کردن مطالب علمی خیلی خوبی میذارن مخصوصا  برای رشته های کامپیوتر میذارن حتما سر بزنید


مرسی بازم

بروز کام
http://pishro-computer89.blogfa.com/

پجنشنبه های شالیکوبی


سلاااااااااااام


هرکی گرگانی باشه میدونه دیگه 5 شنبه ها شالیکوبی  شلوغه همه جوونا و  مسن ها و همه میان به این خیابون

شبای شالیکوبی خیلی قشنگهههه پر از چراغ پر از پاساژ مخصوصا 5 شنبه ها  البته شاید اونایی که گرگان اومدن بدونن شالیکوبی که همون خیابون ولیعصر هست از فلکه کاخ یا همون ولیعصر ( البته به قول گرگانی ها فلکه که منظور همون میدونه) شروع میشه تاااااااااااااااااااااااا فکر میکنم پاساژ کوروش

فلکه ولیعصر


خلاصه به فکرمون زد پنجشنبه شالکیوبی رو براتون بگیم برای همین منو فاطمه تصمیم گرفتیم یه پنجشنبه بریم عکس هایی رو براتون اماده کنیم

اینم  دور میدون ولیعصر

ساعت 6:30 با بچه ها قرار گذاشتیم بریم شالیکوبی منو فاطمه گفتیم این یه مسابقه بهانه ای بشه که دوستامونو هم ببنیم

اول یه توضیحی در مورد خیابون ولیعصر بگم تا بریم سراغ عکس ها

خیابون شالیکوبی یکی از خیابون های معروف گرگانه که پر رفت امد ترین خیابونه, فکر میکنم ترافیکش موقع ظهر فوق العاده شدیده  علتش هم اینه که بیشتر پاساژ های تجاری و ساختمان های پزشکی  در این خیابون واقعا شده برای همین از بیشتر نقاط گرگان حتی گلستان میان برای خرید و و دکتر پس عجیب نیست ترافیک زیاد باشه .


خلاصه به جرات میتونم بگم خیلییییییییییییی کم پیدا میشه تو گلستان و گرگان که شالیکوبی رو نشناسه

اینم خیابون ولیعصر که به ناهار خوران ختم میشه

منو دوستام پارک شهر قرار گذاشتیم که از اونجا بیایم فلکه ولیعصر تا اتوبوس ناهار خوران رو سوار شیم از اونجایی که یه خورده دیر شده بود و هوا کمی رو به تاریکی بود و پنجشنبه شب هم ترافیک شدیده ما وسط راه تصمیم گرفتیم پیاده بشیم و تقریبا از گلشهر  پیاده برگشتیم اومدیم فلکه ولیعصر با بچه ها بستنی خوردیم و برگشتیم خونه خلاصه جای شما خالی کلی خوش گذشت مسابقه وبلاگ نویسی بهانه ای شد برای دیدن دوستامون

امروز دوستان  بهم گفتن میایی فردا ساعت 6:30 صبح یعنی جمعه بریم کوه منم خدا خواسته قبول کردم کور از خدا چی میخواد دو چشم بینا, رعنا و فاطمه  از خدا چی میخوان؟ یه موضوع برای پست جدید

انشالله پس منتظر پست بعدی که پست کوهه باشین.

مَمّّد خَرتو، فردا اَفتو، ما بچّه های گرگیم، از شاخ بز مِِتَرسیم، دق دق دق مِلرزیم

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

 مَمّّد خَرتو کیه؟

من اولین بار اسمش رو تو جشنواره جیجو شنیدم (جیجو به معنی گشت گذار و پرسه زدن میشه در لهجه گرگان)جشنواره جیجو برای تقدیر از شاعرای گرگانی بوده که به لهجه شیرینی گرگانی شعر میگفتن .

اسمش براتون خیلی جالبه نه؟ منم اولین بار اسمش رو شنیدم خیلی تعجب کردم خیلی برام جالب بود بدونم این شخص کیه ؟ یکم اطلاعات بدست اوردیم . اما فکر میکنم مطالب جالب ترری بشه براش پیدا کرد .

ممد خرتو شخصیتی شفت(به معنی دیوانه ) و ساده و کمی دیوانه بوده است که از آن برای بازگو کردن ناهنجاری های گرگان (در زمان اِشغال گرگان) استفاده می کردند.از نظر پوشش ممد خرتو لباس های گشاد با آستین های بلند به تن داشته و ظاهری نا مناسب را برخوردار بوده است...

این توصیف کلیش بود  چندین شعر هست که برای ممد خرتو بوده براش اهنگ هم ساختن  دو تا از اهنگاش رو برای دانلود میذارم خودم خیلی خوشم اومد .

اهنگ ممد خرتو

اهنگ ممد خرتو با صدای روزبه

این تکست  این اهنگ با معنیش

اُوزان، دمِ درِ سَرد اُئِه، اَجیکه.

اجیک (نوعی کرم) بالای در سردابه آویزان است.

رَعو داره مِدُّوئِه.

رَعو (نوعی پشّه) دارد می‌دود.

 جیجو مِزِنِه مَلکَموت.

مَلِکِ موت (عزراییل) در حال پرسه زدن است.

 سینه صومُخُورِه زَغْنَبود.

و (عزراییل) کلّه‌ی سحر در حال زهر خوردن است.

 گَمبیل شده شَبِ پُشمُوروک.

شب اخمو، چاق و فربه شده است (هوا دم دارد.)

اُلُما زِده اَوله جَکوک.

آدمِ آبله رخ، از این گرما، صورتش پر حرارت و تب گرفته شده است.

شِلایین شدِه لَچَّر شده.

صورتش چسبناک و کثیف (چندش‌آور) شده است.

دلِ گِلیشو لَپَّر شدِه.

دل آدِم شبگرد (از غصه) پر شده است.

اَتِه کَل توتِِه بِکَل، پَنجه بگیر، نون و شِکَر.

(این عبارت متل گرگانی معادل اتل متل توتوله است)

مَمَّد خَرتو، فردا اَفتو، مابِچّه‌های گرگیم، از شاخ بز مِتَرسیم، دقِ دقِ دقِ مِلرزیم

(این جملات قسمتی از داستان طنزی است که هر وقت در استرآباد مدت بارش باران طولانی می‌شد برای اینکه باران قطع شود، شخصی با لباس‌های بلند و آستین‌های دراز و گشاد به نام «مَمَّد خرتو» همراه با بچه‌های توی خیابان راه می‌رفت و از خورشید می‌خواست آفتاب کند و اشعه‌های خودش را مثل نخود به زمین پرتاب کند ...)

یِه طِرَف ناهارخوران، چَکِّه بُروشِ آسُمان.

(گرگان جایی است که) یک طرفش در ناهارخوران (انگار) آسمان (با رعد و برقش) دارد کف می‌زند.

 یِه طِرَف دریا داره، رَقصِ قِشَنگِ تُرکمان.

(گرگان) در طرف دیگرش دریا دارد (همراه) با رقص زیبای (خنجر) ترکمان.


این پست ادامه دارد ....

عید مبارررررررررررررررررک

عید همگی مبارررررررررررررررررررک



سلااااااااااام بچه ها به دوستم هم سر بزنید مسابقه شرکت کرده

قصه های کوچک من



ღ❤ღ ســـــــــرگــــرمـــــــــــی ღ❤ღ

روز اول

سلاام

من یعنی رعنا به همراه فاطمه کارمون رو از امروز شروع کردیم.

امروز نمیدونستیم از کجا شروع کنیم فقط  موضوعات رو بررسی کردیم ببینم کجاها بریم کجا ها نریم چه تصاویری نیاز هست خلاصه امروز جدا از خستگی و گرسنگیش خوش گذشت خدا رو شکر


رفتیم برج گرگان خیلی دلم میخواست داخلش رو ببینم ولی مثه اینکه نمیذارن افراد عادی برن داخل ! و من دقیقا نمیفهمم دلیل ساخت این برج چیه پس؟ به نظرم افراد عادی حق دارن برن داخل !؟حالا متاسفانه کسی هم نبود که پاسخگو سوالات ما باشه چند کارگر اونجا مشغول بودن ازشون پرسیدیم مسئول اینجا کیه گفت  : مهندس نیست خلاصه بگم خواستیم عکس هایی از داخل برج بذاریم ولی متاسفانه نشد هنوز وقت هست , اگه بشه حتما میذارم.

داوران محترم جسارتا دو دقیقه چشمان مبارک رو بسته من دوکلوم درد نوشت بی اعصاب نوشت  دارم

اعصاب واسه من نذاشتن این همه راه رفتیم اونجا  افتاب به این گرمی ,از اون خیابون به اون خطرناکی گذشتیم اخرم نذاشتن بریم بالا لعنت بر شیطون  ای باباااااااااااااا لعنت بر شیطون لعنت بر شیطون

تو رو خدا خیابون رو ببینین

خوب داوران محترم چشم مبارک رو باز کنید 


گفتم خیابووون وایییی چقدر خطرناکه این خیابون وای من , منو دوستم به مصیبت ازش گذشتیم البته  خوشبختانه یه زیر گذر گذاشتن ولی چه فایده که فقط یدونه اونم یه طرف میدون گذاشتن  تازه بدتر از اون دانشگاه پردیس (منابع طبیعی گرگان) نزدیک این میدون واقع شده و محل عبور مرور دانشجوهاس خیلیییییییی هم خطرناکه به هر حال با وجود زحمتی که واس احداث اون المان و پارک کودک اونجا متحمل شدن به نظر من یدونه زیرگذر خیلی برای این ناحیه کمه امیدوارم زودتر یه فکری به حالش بکنن تا مردم با اطمینان خاطر بیشتری از اون استفاده کنن.

اینم تصویری از همون یدونه زیر گذر 


راستی امروز به کاخ موزه هم رفتیم . با فاطمه خوش گذشت یک تجدید خاطره شد! پارسال هم رفته بودیم برای  مسابقه  ولی امسال با هدف مسابقه نرفتیم فقط رفتیم تا با فاطمه یکم خوش بگذرونیم راهنمای اونجا منو شناخت  خوشحالم که منو یادش مونده بود چون پارسال خیلی اطلاعت مفیدی در اختیارمون گذاشت.

پ.ن: طی تحقیقات بنده  این برج گرگان که دومین برج بلند ایرانه و هزینه بسیار زیادی هم متقبل شدن فقط برای زیبا سازی شهر بوده!حرفی ندارم بگم.

پ.ن: ما اصلا منکر زیبایی این برج نیستیم و اینکه خوشحالیم دومین برج بلند شهری ایران متعلق به گرگانه و  این المان یه نماد برای گرگان محسوب میشه و با اینهمه من از طرف خودم و بقیه برای ساخت این برج از کسانی که زحمت کشیدن و تلاش کردن تشکر میکنم.


1392/5/15

بچه های هیرکان

بار دیگر شهری که دوستش می داریم : گرگان

به نام خدا

سلامممممممم به همه  خواننده های وبلاگ دوقلو های شیطون حالا چه خواننده های خاموش چه خواننده هایی که نظراتشون رو میبینم خوشحال میشم!

امسال سومین جشنواره وبلاگ نویسی گرگان با   شعار" بار دیگر شهری که دوستش می داریم"برگزار میشه!

  البته بنده به همراه دوستانم  در دومین جشنواره که پارسال برگزار شد شرکت کردم که دبیر جشنواره  پیشین اقای  علی نصیبی بودن که واقعا تشکر میکنم از ایشون که خیلیییی زحمت کشیدن  براشون ارزو  موفقیت و سربلندی  دارم .

این دوره از جشنواره  بر عهده اقای شبیر دائمی هستش برای ایشون ارزو موفقیت دارم.

امسال میخوام با وبلاگ دوقلوهای شیطون مسابقه شرکت کنم البته به همراه دوستم امیدوارم بازم به من لطف داشته باشین مثه وبلاگ روستا و بهشت من منو تنها نذارین  نظرات قشنگتون رو ببینم البته میدونم وبلاگ من خیلییییییییییییییییییی کوچیکتر از این حرفاس ولیییی خوب دلم میخواست امسال با این وبلاگ شرکت کنم با اسم دوقلوهای شیطون  به امید پیروزی!

برای اطلاعت بیشتر میتونین به سایت gorganblog.ir مراجعه کنید.

منبع :http://tnews.ir/khabar/AA5C16331947.html



ختم کلاااام جرات دارین نظر نذارین منو تهنا بذارین واییییییییییییییییییییییی مردم و زنده شدم تا دو خط جدی نوشتم  ولی خداییی  نظر بذارین  بگین چی دوست دارین بدونین از گرگان  تا بررررررررررررنده بشیمممم البته من  بیشتر این مسابقه رو واسه گرگان گردیش دوست دارم چون کلیییییییییییییییییییییییی چیزایی میبینم تحقیق میکنم که خیلی جالبن به امید پیدا کردن مطالب جالب و دیدینی


رعنا ,مادر , کودکی یادت بخیر

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام

اول از همه تولد  ابجی زهرای گل (البته ابجی زهرا تولدت گذشته میدونم فقط میتونم بگم شرمنده ) و تولد  داداش یووسف رو تبریک میگم امیدوارم همیشه خوشحال و شاد باشن 
و تولد همه دوستانی که مرداد به دنیا اومدن


خیلی پستای باحالی میزاری خیلی دوستت داریم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
حرفیه که شما مدتها تو دلتونه و روتون نمیشه بم بگین...
.
بگین بابا منو شما این حرفارو نداریم 



با دوستم رفته بودم موبايل بخريم دوستم به فروشنده گفت : به نظر شما کدوم رنگو بخريم ؟

فروشنده : والا اين به سليقه ي شخصيتون برميگرده من نميتونم نظري بدم !

دوستم : حالا شما اگه بودي کدومو ميخريدي ؟

فروشنده : چي بگم والا !!! شما بايد بپسندين سليقه ها متفاوته !

دوستم  : سليقه ي شما کدومو ميپسنده ؟

فروشنده : والا من اگر بودم نقره اي رو ميخريدم !

دوستم  : پس اگر زحمتي نيست اون مشکي رو به ما بده …

فروشنده با تعجب گفت چرا مشکي ؟

دوستم  : اون نقره ايه حتما مشکلي داره که اصرار داري به ما بندازيش

یه همچین استعداد های نهفته ای هستیم ما 



تاپ تاپ خمیر
شیشه پر پنیر
دست کی بالا؟؟

یاددددددش بخیرررر


یارو تو هواپیما میره داخل کابین خلبان با تهدید میگه

برو فرانکفورت

خلبان یه نگاهی بهش میکنه میگه اسلحه ات کو!؟

یارو میگه رفاقتی برو دیگه باید حتما زور بالا سرتون باشه




آهنگ هم به سلامتی همه بابا مامان ها

مخصوصاا مامان های گل  اهنگ چطوره؟

ادامه نوشته

بدون شرح!



طاعات و عبادات همه شما قبول باشه شب احیا هم دوستانم رو فراموش نکردم همه شما رو دعا کردم امیدوارم منو هم دعا کرده باشین



ایشالله فردا به همه سر میزنم قول میدهم به جون یدونه چماقم البت اگه عمری باقی باشه

و فردا پست میزنم و باز هم اگه زنده باشم  عمری باشه

رعنا پست میگذارد بخند دنیا بخنده


سلااااااااااااااااااااااام


چند سال بعد روباه وزاغ :

روباهی داشت با موبایلی شماره می گرفت .
زاغه از بالای درخت گفت : "پایین انتن نمی ده ، بده برات شماره بگیرم !"

روباه تا موبایل رو داد به زاغ ,

زاغ گفت : "این عوض اون قالب پنیری که کلاس سوم ابتدایی ازم دزدیدی!"



نصف شبااون موقعی که همه چی آرومه...!!!
ببخشیدیعنی قراره که آروم باشه،دقیقاساعتی که ملت ازشرپشه تو پشبند سنگرمیگیرن...ازپشت دروپنجره،ازلای درز دیوارها،ازروی پشت بوم،ازتوباغچه،خلاصه نمیدونم مجلس خاصیه یامثلاسمفونیه!یاشایدم خرپفشون نمیدونم فقط اینومیدونم جیرجیرک هاشدن قاتل اعصاب من.
آخه بابایکی بیادترجمه کنه ببینیم چی میگن اینا!حرف حسابشون چیه!چی میخوان ازجون من...

مزاحی(مضاح؟مذاح؟ ) بود جیرجیرک های محترم به دل نگیرین ها کل شوخ تشریف دارم  شما راحت باشین ما  فیض میبریم



شمایی  که برای پست های من نظر نمیذارید,آگاه باشید که وقتی در آینده؛پس از مرگ من (البته خدا نکنه دور از جون بلا به دور روم به تیفال مورچه خاک بر سر ها) ارزش پست های من مانند نقاشی های داوینچی مشخص شد,افسوس خواهید خورد که چرا قبلاً نظر نمیذاشتیم

بعله گفتم در جریان باشین

ادامه نوشته

رعنا:D


دوستان عزیز  یکیسری وبلاگ ها میخوام نظر بذارم کد تصویری نمیاد من

نمیتونم نظر بذارم  هر وقت تونستم بهتون سر میزنم


توجهههه: دوستان مگه میشه نظرات پاک بشه خود به خود؟


سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام


ﺩﯾﺸﺐ ﺳﺎﻋﺖ ۲ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ ﻫﻨﺪﺯﻓﺮﯼ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﻢ ﺑﻮﺩ ﺟﻠﻮ تلویزیون ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ تلویزیون ﻫﻢ ﺭﻭﺷﻦ ﺑﻮﺩ .

ﯾﻪ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﻭ ﻭﻟﻮﻡ ﮔﻮﺷﯿﻢ ﺑﻮﺩ ﯾﻪ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﻭ ﻭﻟﻮﻡ ﺗلویزیون .

ﭼﺮﺍﻏﺎﺭﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻡ ﭼﺸﺎﺭﻭ ﺑﺴﺘﻢ به ﺟﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﮔﻮﺷﯽ ﻭ ﺯﯾﺎﺩ ﮐﻨﻢ ﺻﺪﺍﯼ تلویزون ﻭ ﺗﺎ ﺗﻪ ﺑﺮﺩﻡ ﺑﺎﻻ .

ﯾﻬﻮ ﺑﺮﻗﺎ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪ .
 ﺩﯾﺪﻡ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺧﻮﻧﻮﺍﺩﻩ ﺑﺎ چماق ﻭ ﺷﻠﻨﮓ ﻭ ﮐﻔﮕﯿﺮ و دمپیایی ﺑﺎﻻ ﺳﺮﻡ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻥ





3 بار بگوو

ﭼﻪ ﮊﺳﺖ ﺯﺷﺘﯽ


.

.

زبون من که رگ به رگ شد






9999999966666666699999996666666666996666666666666996666666669999999666666
9966666699666666996666699666666669966996666666666996666666699666669966666
9966666669966669966666669966666669966669966666666996666666996666666996666
9999999999666699999999999996666669966666699666666996666669999999999999666
9969966666666996666666666699666669966666666996666996666699666666666669966
9966996666669966666666666669966669966666666669966996666996666666666666996
9966699666699666666666666666996669966666666666669966669966666666666666699


     شمارهاي بالا را انتخاب كنيد
Ctrl + F
را بزنيد بعد
شماره ی 9 را بزنيد حالا
Ctrl + Enter
را بزنيد

معما :D

سلاااااااااااااااااااااام

              
الهی خدایا به خاطر دل پاک این کوچولوها دعای همه رو براورده کن



ﺍﮔﺮ ﺩﯾﺪﯼ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺑﺮﺩﺭﺧﺘﯽ ﺗﮑﯿﻪ ﮐﺮﺩﻩ
.
.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

ﺳﺮﯾﻊ ﺑﯿﺎﺭﯾﺪﺵ ﮐﻨﺎﺭ ﯾﻬﻮ ﮔﻼﺑﯿﯽ ﭼﯿﺰﯼ
ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﺗﻮﺳﺮﺵ ﭼﺎﺭﺗﺎﻓﺮﻣﻮﻝ ﺑﻪ ﻓﯿﺰﯾﮏ
ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﻣﯿﺸﯿما



ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﯾﻪ ﻣﻌﻤﺎ عمرا کسی جوابشو بدونه
ﺍﺯ ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ ﺍﺳﻤﺖ ﭼﯿﻪ؟
ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯿﺪﻩ 2 ﺳﺎﻝ ﻭ 6 ﻣﺎﻩ !!!
ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﺍﺳﻢ ﺧﺎﻧﻮﻣﻪ ﭼﯽ ﺑﻮﺩﻩ؟

جواب در ادامه مطلب

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻋﺠﻴﺒﯽ ﺍﺳﺖ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﮕﻮﻳﻴﺪ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ،

ﻳﻜﺼﺪ ﻣﻴﻠﻴﺎﺭﺩ ﻭ ﻧﻬﺼﺪ ﻭ ﻧﻮﺩ ﻭ ﻧﻪ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻲ

ﭼﻮﻥ ﻭ ﭼﺮﺍ ﻣﻲ ﭘﺬﻳﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﭘﺎﺭﻛﯽ ﺑﺒﻴﻨﺪ ﺭﻭﯼ

ﻧﻴﻤﮑﺘﻲ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺭﻧﮕﯽ ﻧﺸﻮﻳﺪ ﺑﻲ ﺩﺭﻧﮓ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺧﻮﺩ

ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﻧﯿﻤﮑﺖ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﺗﺎ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺷﻮﺩ .  


رضا نوشت :

دوستان رضا میخواد صحبت کنه پس گوش کنید:

اسماتونو به انگلیسی بنویسید بعد دو حرف اول از اسم کوچک با دو حرف از اسم فامیل به ترتیب پشت سر هم بذارین ببینیم چی میشه؟

من شدم REMO

رعنا شد RAMO


این اهنگم به افتخار استقلال

ادامه نوشته

پشه ها و دانشجو:D


سلااااااام

یه سوال فنی  پشه ها قبل از اینکه لامپ اختراع بشه دور چی جمع میشدن آیا؟

خو برن همون جا جمع شن دیگه


از سرنوشت این استاد خبری در دست نیست





اتـل مـتـل یـه مـورچـه ، قـدم مـیـزد تـو کـوچـه
 اومـد یـه کـفـش ولـگـرد ، پـای اونـو لـگـد کـرد
 مـورچـه پـاشـکـسـتـه ، بـا بـرگـی پـاشو بـستـه
نـمـیـتـونـه کـار کـنـه ، دونـه هـارو بـار کـنـه
مـورچـه جـونـم تـو مـاهـی ، عـیـب نـداره سـیـاهـی ، خـوب بـشـه پـات الـهـی!!!

.

.

.

.

.

.

.

آفـریـن دوست عزیز  خـیـلـی خـوب خـونـدی ، حـالـا حــفظـش کـن فـردا ازت مـی پـرسـم!



به سلامتي پشه اي که وقتي فهميد ما روزه ايم دلش نيومد ما رو بخوره و ما نگاش کنيم  الانم رفته فک کنم متحول شده





اوووف نمیدونم چند روزه احساس میکنم وبلاگم یه تغییراتی میخواد ولی نمیدونم چه تغییراتی ولی اینو میدونم مطالب عاشقونه یا شاعرانه نیس پس  شما رو به خدا نگین یکم شاعرانه و عاشقانه کن وبلاگتو اما نمیدونمممم واقعا چه تغییراتی میخوادد



زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است
تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است


این وبلاگ ریحانه خانمه بهش سربزنید مطالبش قشنگه

http://koochakane.blogfa.com/

ماه رمضان

سلااااااااااااااااااااااااام

ازعرش صدای ربنا می آید
آوای خوش خدا خدا می آید
فریاد که درهای بهشت باز کنید
مهمان خدا سوی خدا می آید...!
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما!


یه ندایی درون شکمم می‌گه خیلی مونده تا اذان اذان اذان اذان اذان
اون اکو هم بخاطر خالی بودن شکمه !




ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺍﺯ دانشگاه ﺑﺮﻣﯿﮕﺸﺘﻢ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﻗﺪﺵ ﺑﻪ ﺯﻧﮓ ﺍﯾﻔﻮﻥ ﻧﻤﯿﺮﺳﻪ

ﻫﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻣﯿﮑﺸﻮﻧﻪ ﺑﺎﻻ ،


ﻣﻨﻢ ﻣﺜﻞ ﯾﻪ ﺭﺍﺑﯿﻦ ﻫﻮﺩ ﺭﻓﺘﻢ ، ﮔﻔﺘﻢ : ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺮﺍﺕ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻢ ،

ﺍﻭﻧﻢ ﺳﺮﺷﻮ ﺗﮑﻮﻥ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺍﻭﻫﻮﻡ .....


ﻣﻨﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﺮﯾﻌﺘﺮ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﺵ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻦ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ،
ﺑﻌﺪﺵ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ : ﺧﻮﺏ ﺩﯾﮕﻪ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ ﺑﺮﺍﺕ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ؟؟
ﮔﻔﺖ ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻦ ﺗﺎ ﺻﺎﺣﺒﺨﻮﻧﻪ ﻧﯿﻮﻣﺪﻩ !!!!... ﺗﻮ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻭﺭ ﺑﺮﻭ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻭﺭ !!!.....

ﺑﭽﻪ ﻧﯿﺴﺘﻦ ﺑﺨﺪﺍ هیولان




اگه میخوایین بدونید شخصیت کارتونی شما کدومه کلیک کنید اسم وفامیل خودتونو بنویسید تو این سایته خیلی باحالهه


کلیک کن


برای من این شد





اینم رضا

اسم شما

سلاااااااااااااااااااااااااام



دوستم بهم میگه  میخوام لینکت کنم چیکار کنم ؟

بهش گفتم یه کپی از شناسنامه با 2 قطعه عکس و رضایت نامه پدر و مادرت رو برام بیار تا ببینم چی میشه 


رو لینک زیر کلیک کنید  بعد اسم خود را وارد کنید تا ببنید در ایران چه تعداد هم اسم شما وجود داره  و معنی اسم شما چیست

کلیک کن

توجه: برای جستجو از مرورگر اینترنت اکسپلورر استفاده کرده و صفحه کلید را در حالت انگلیسی قرار دهید


اسم رضا 995632  تعداد وجود داره  در لغت به معناي راضي شدن ، رضايت و رضوان آمده است  همچنين لقب امام هشتم حضرت علي بن موسي الرضا (ع) است .

اسم رعنا 60482  تعداد وجود داره به معنی 1- زيبا و دلفريب؛ 2- زن خويشتن آرا؛ 3- (در قديم) ويژگي آن كه يا آنچه به سبب داشتن ظاهر زيبا، قدرت، يا ثروت بسيار، خودخواه و گستاخ شده است؛ 4- (به مجاز) بلند و كشيده؛ 5- گلي كه از درون سرخ و از بيرون زرد باشد.



بدون شرح!:D

سلاااااااااااااااااااااااااااااام

به تصویر زیر به دقت نگاه کنید

.

.

.

.

.

.

.

اگر نقطه سیاهی در تصویر بالا مشاهده میکنید

قربون دستت ، به اون مانیتور بدبخت یه دستمال بکش

گناه نکرده که مال تو شده آخه



داشتم بازي کامپيوتري ميکردم و تو يه مرحله گير کرده بودم تا ميومدم جُم بخورم

دشمن منو ميکشت!

دوستم خيلي جدي گفت بيخيال بابا!! شايد سرنوشت يارو اينه که بميره!

خداحافظ دوستان …..


خداحافظ دوستان …..
خداحافظ دنیای مجازی وبلاگ
تو این مدت خیلی‌ چیز‌ها از شما یاد گرفتم…,محبت,لطف,امید,یکدلی,صمیمیت و….
اما دیگه کافیه باید برم….
اگه خوبی‌ بدی دیدید ببخشید دیگه…
خداحافظ همگی‌ تا..

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

برم سر یخچال یه چیز بخورم برگردم!!!هستیم فعلا در خدمت شما



اینجا کامنت بذارین دوستان

بچه ها اومدین اینجا کامنت بذارین

بدترین چیز تو دنیا اگه گفتی چیه ؟؟


سلاااااااااااااااااااااااااااااااام



بدترین چیز تو دنیا اگه گفتی چیه ؟؟

قبول نشدن تو کنکور ؟؟؟!؟!؟
آوردن 3 تا تژدیدی در سوم دبیرستان ؟؟؟؟؟
چماق خوردن از رعنا؟
نه عزیز دل خواهر !
بدترین چیز تو زندگی اینه که ساعت 12 شب در حالیکه داری از گرسنگی تلف میشی

بری پای یخچال با عشق دوتا تخم مرغ درشت انتخاب کنی برای خودت نیمرو کنی

بعد بری از تو فریزر نون برداری که ببینی ای بد روزگار !! نون نیست !



ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻔﺮ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐسی ﻣﯿﺸﻦ ﻭﻟﯽ

ﮐﺮﺍﯾﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺑﺪﻥ! ﻗﺮﺍﺭﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ

ﻣﻘﺼﺪ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺸﻦ ﻭ فرار کنن !

ﺑﻌﺪﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﭼﻬﺎﺭﺗﺎﺷﻮﻥ

ﺩﺭﺍﯼ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﺑﺎﺯﻣﯿﮑنن ﻭ با سرعت

ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﺬﺍﺭﻥ..

ﻣﯿﺮﻥ ﺗﺎ ﻣﯿﺮﺳﻦ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﻫﯿﭽﮑﯽ

ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯼ تند تند زدن ﻧﻔﺴﺸﻮﻥ ﻣﯿﺎﺩ

ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ زد رو شونه ﺑﻐﻠﯿﺶ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﻓﮑﺮﺷﻮ بکن ﺣﺎﻻ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ داره !

بهش گفت بابا راننده منم، فقط بگین چی شده !؟


اگر بخواهيد دائم درمورد انسانها قضاوت كنيد، هرگز فرصت دوست داشتن آنها را نخواهيد داشت!

.......... مادر ترسا


ادامه نوشته

رعنا پست میگذارد بخند دنیا بخنده


سلاااااااااام

نیمه شعبان رو به همه دوستان تبریک میگمممممممم

دوستان شرمنده بابت  ناپدید شدن بنده 




اعتراف میکنم بـــچـــه کــــه بــــودم ســـــنـــــده خـــــونــــمـــــونـــــــو ورداشـــــــتــــــه بـــــــودم رو هــــر بـــــرگــــش یــــه نـــــقــــاشـــــیــــه خــــوشــــگـــــل اعــــم از گــــل، درخـــــت، جـــوجـــه و... کـــشــــيــــده بــــودم وقـــتـــــی بــــردم نــــشـــونــــــه بــابــام دادم تــا شـــب فـــقـــط گــريــه کــرد! اونــمـــوقــــع فــــک مـيــکــــردم از ايــنــکــه فـهــمیــده، بــچــه ی هــنــرمــند و بــا اســــتــعـــدادی مــثــلــه مـــن داره، اشـــک شـــوق مـــیــــريـــزه!


اسم منو میشنوی چی به ذهنت میرسه

هرچه میخواهد دل تنگت بوگو من کلا انتقاد پذیرم


چند روز پیش سوار تاکسی بودم داشتم میومدم خونه که دیدم7 یا 8 تا موتور پشت یه وانت پلیس  دارن اسکورت میکنن منم رو کردم به یکیشون گفتم  : مگه نگفتم امروز دنبالم اسکورت راه نندازین خسته شدم از اسکورت بازی میخوام مثه بقیه مردم خاکی باشم !اه , بعد زدم زیر خنده

یدفعه نفهمیدم چی شدد طرف هفت تیر جیبیش رو  به سمت من گرفت !!!! یعنی گرخیدمااا

بعد زد زیر خنده رفتش

این چه وضع شوخیه ای بابا



یه سوال داشتم خدمت دوستان برین ادامه مطلب سوال بنده رو جواب دهید با تشکر

ادامه نوشته

یه تست خیلییی جالب






این بازی نتیجه ای شاید خنده دار و در عین حال شگفت انگیزی خواهد داشت!متن را یکجا تا پایان نخوانید بلکه مرحله به مرحله پیش بروید و عین دستورالعمل انجام دهید!

 نکته: زمانی که میخواهید اسامی را بنویسید اطمینان حاصل کنید که اشخاصی هستند که شما آنها را می شناسید (تبصره: یعنی اسم الکی یا بیخودی ننویسید!!!)

 مهم: همچنین بیاد داشته باشید که بهنگام نوشتن اسامی و عمل کردن به دستورالعمل از احساس و غریزه خود استفاده کنید و بیخودی و بیش از حد فکر نکنید بلکه آنچه که در آن لحظه به ذهنتان می آید را بنویسید!

خوب حالا یک قلم و یک برگ کاغذ آماده کنید.

  ۱- اول از هر چیز اعداد ۱ تا ۱۱ را بصورت ستونی یا ردیفی (زیر هم) بر روی کاغذ بنویسید.

 ۲- سپس در جلوی ردیف (ستون) ۱ و ۲ هر عددی را که مایلید بنویسید.

 ۳- حال در جلوی ردیف ۳ و ردیف ۷ نام شخصی را از جنس مخالف بنویسید.

۴- نام اشخاصی را که می شناسید (چه دوست یا اعضای خانواده یا فامیل) در جلوی ردیفهای ۴، ۵ و ۶ بنویسید.

 ۵- در ردیفهای ۸، ۹، ۱۰ و ۱۱ نام چهار ترانه (آهنگ) را بنیوسید (در جلوی هر ردیف نام یک ترانه)

 ۶- اکنون نهایتا میتوانید یک آرزو کنید!


جواب در ادامه مطلب

ادامه نوشته