مبایل:D
پوست کنار ناخن از خیانتکارترین پوستهاست...
اولش فقط یه ذره گوشه ى ناخنه اما تا میکشیش تا زیر زانوت میاد پایین
توی رختکن کلوپ گلف، وقتی همه آقایون جمع بودند یهو یه موبایل روی
یه نیمکت شروع میکنه به زنگ زدن
.
مردی که نزدیک موبایل نشسته بود دکمه اسپیکر موبایل رو فشار مــیده و
شروع می کنه به صحبت بقیه آقایون هم مشغول گوش کردن به این مکالمه
میشن ...
مرد: الو؟
صدای زن اونطرف خط: الو سلام عزیزم. تو هنوز توی کلوپ هستی؟
مرد: آره !
زن: من توی فروشگاه بزرگ هستماینجا یه کت چرمی خوشگل دیدم که فقط ۱۰۰۰ دلاره! اشکالی نداره اگه بخرمش؟
مرد : نه. اگه اونقدر دوستش داری اشکالی نداره
!
زن: من یه سری هم به نمایشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهای جدید 2013 رو
دیدم... یکیشون خیلی قشنگ بود قیمتش ۲۶۰۰۰۰ دلار بود !
مرد: باشه. ولی با این قیمت سعی کن ماشین رو با تمام امکانات جانبی
بخری
!
زن: عالیه. اوه یه چیز دیگه، اون خونه ای رو که قبلا میخواستیم بخریم دوباره
توی بنگاه گذاشتن برای فروش. میگن ۹۵۰۰۰۰ دلاره
مرد: خب… برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولی سعی کن ۹۰۰۰۰۰ دلار بیشتر
ندی
!!!
زن: خیلی خوبه. بعدا می بینمت عزیزم. خداحافظ
مرد: خداحافظ
بعدش مرد یه نگاهی به آقایونی که با حسرت نگاهش میکردن میندازه و



میگه: کسی نمیدونه که این موبایل مال کیه ؟
!

جواب در ادامه مطلب اول بگین بعد برین جوابو ببینین
ﺑﻌﺪ ﯾﺎﺭﻭ




خوش اومدین



تولدمون مبارک
.این ماشینم مال من
نیست.کارتو مارتاشم دست من نیست.من صاحب ماشینو به قتل رسوندم و جنازشو
انداختم صندوق عقب.الانم ک داشتم میرفتم از مرز فرار کنم برم اون ور آب شما
منو گرفتین
.فرمانده اش هم میگه تو
کاری نکن من خودم حلش میکنم .فرماندهه سریع میاد جای ماشین یارو به یارو
میگه:
:یارو در صندوق عقبو باز میکنه فرماندهه میبینه توش خالیه.
به یارو
میگه پس این مامور ما چی میگه؟



راستی مثه پارسال میخوام تولد انلاین بگیرمممممممممم
خیلی باحاله همه دوستانی که میبینن بیایین ها راستی کیک شیرینی چایی ساندویچ نمیدهم
فقط کادو میارین شرط ورود به مهمانی میباشد حالا از ما گفتن


شکر هنوز زنده ام حیات در بنده وجود دارد(حیاط؟ حیات؟هیات؟هیاط؟) 














يه روز يه مگس رو تهديد كردم
كه اگه از خونه مون بيرون نره تمام سلول هاي بدنشو تجزيه ميكنم...



چون 11 خرداد دیگه امتحان دانشگاه تموم میشه دوباره بر میگردممممممم اما تو این مدت هم پست میذارما ولی یکم کمرنگ ترم 











تصمیم گرفتم که با استفاده از نبوغ خودم اتاقمو گرم کنم.
رفتم
۱کاغذ A4 برداشتم کردم تو چراغ نفتی تا روشن بشه و ببرم تو اتاقمو از
گرماش استفاده کنم
)ولی متاسفانه خوب نشد نبدانم چرو؟
.وقتی
بابام اومد خونه به خاطر این کار فوق هوشمندانه
بابام کلی بهم خندید و بدوم
هیچگونه خوردن کتک به آغوش خانواده بازگشتم.






: چه سری چه دمی، یه آواز بخون





صبور و مهربانم كه هيچگاه سختي هاي زمانه خم به ابرويش نياورد،،،















شری بودیم واسه خودمون ها









فقط يك لبخند براي آغاز يك روز خدايي كافيست...